1 . هوا
2 . طعام و شراب و داروها و سازهاى دستكاران
3 . خواب و بيدارى
4 . حركت و سكون
5 . استفراغ و احتقان يعنى بيرون آمدن چيزى از تن و ناآمدن ، چون طبع كه اجابت كند يا نكند عرق آيد يا نايد .
6 . اعراض نفسانى چون شادىها و غمها و خشم و خشنودى و مانند آن ، اينها تمام چيزى است كه طبيب بايد بداند ، تا جزو علمى تمام دانسته آيد و جزو علمى آن است كه طبيب بايد بداند كه در نگاه داشتن تندرستى و دور كردن بيمارى از هر شخصى چه چيز به كار آيد » ( جرجانى : 5 ) .
هنوز هم در طب سنتى هر منطقه علت بروز مرض را كموبيش به عوامل فوق نسبت مىدهند ، برخى مربوط به زمان حاملگى مىشود ، بعضى به شيوه و زمان زايمان ، دستهاى به دورهء نقاهت زايمان ، و پارهاى به زمان رشد كودك ارتباط دارد و البته بسيارى نيز به عوارض كار و يا شيوهء خوراك و بهداشت و ساير مسائل مربوط مىشود . مثلا به نظر مردم خراسان هركس زياد گشنيز بخورد حافظهاش نقصان مىپذيرد . هركس در روز عيد غدير خياطى يا ترازودارى كند ، انگشتش عقربك مىشود ( شكورزاده : 263 ) . مردم قزوين نيز در مورد خياطى بر همين باورند ( گلريز :
369 ) . در خراسان دليل شبادرارى را سست شدن كمر كودك مىدانند ( شكورزاده : 262 ) . به نظر آنها سرخك مايع منى است كه قبل از تولد به چشم بچه رفته و بايد روزى از بدن او بيرون بيايد ، لذا همهء كودكان بايد سرخك بگيرند ( همان : 267 ) .
اگر زائو در زمان استراحت سيب بخورد ، سيبك مىگيرد و اگر تخمه و آجيل بخورد ، به پيش گوزك مبتلا مىشود ( همان : 142 ) . در طب سنتى خراسان آبله خون حيض است ، كه بچه در شكم مادر خورده است و بايد روزى از بدن او بيرون بيايد ( همان : 232 ) . شعر زير نيز اشاره به اين باور دارد
نه ماه خون حيضى صورت كند مجدر * صد سال خون مردم آيا چه آورد بر