آبله :
در ايرانشهر به آن گرومپوك « 1 » مىگويند . بيمارى واگيردار و مشترك بين همهء دامهاست و شايعترين بيمارى منطقه است . علائم آن را ظاهر شدن خالهاى قرمز در اطراف دهان ، بينى ، چشم و قسمتهايى از بدن دام كه بدون مو است ذكر كردند . خالهاى مزبور بعد از مدتى چركى مىشود ، اين مرض بين گوسفند و گاو و شتر مشترك است ، دورهء ابتلا به اين بيمارى بيست و يك روز است و به سه دورهء هفت روزه تقسيم مىشود :
الف - هفت روز اول تب و ريزش توأم آب از دهان و بينى
ب - هفت روز دوم چركى شدن خالها ( كه تلفات دامها در هفته اول و بهخصوص هفته دوم بيشتر است . ) .
ج - در هفت روز سوم اگر تا اين مرحله دام زنده بماند ، به تدريج رو به بهبودى مىرود .
فصول ابتلاى دام :
اين بيمارى در فصول بسيار سرد و گرم رواج مىيابد و بسيار خطرناك است ، درمان سنتى آن در ايرانشهر دعادرمانى بود ، كه ملا دعايى مىنوشت و آن را در سه پارچهء جداگانه مىپيچيد ، يكى را با نخ به گردن دام مىآويخت ، يكى را در آتش مىانداخت و دور گله مىگشت تا دود در بين گله پخش شود و قطعهء سوم را در آب پاك مىانداخت و آب را روى دامها مىپاشيد ( جانب اللهى و سليمى مؤيد ، 1374 : 81 ) .
ويگا « 2 » :
مرضى بود كه به پستان گاو يا گوسفند عارض مىشد ، براى درمان دست گرگى را گرفته و به پستان حيوان مىزدند ، يا صدايى از خود درمىآوردند كه حيوان بترسد و بر اين باور بودند كه اين ترس اثر درمانى دارد . همچنين خاك زير درخت به را گل كرده به پستان حيوان مىماليدند .
سم زخم ( طبقه ) :
در ساوجبلاغ به آن كلى عيب يا شلى مىگويند . وسط سم و دهان حيوان زخم مىشود ، نام علمى آن طبقه است ، مرضى واگيردار و مشترك بين گاو و گوسفند است . براى پيشگيرى واكسن مىزنند و دهان حيوان را هم با نمك مىشويند ، براى درمان دارويى تجويز نمىشود ، در درمان سنتى پاى حيوان را در آب آهك مىگذاشتند ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 31 ) .
در ورامين دورهء آن را يك ماه مىدانند و از مشخصات آن لاغر شدن حيوان است ، نام علمى آن تب برفكى است ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
تيخلك « 3 » :
زبان گاو جوش زده و زخم مىشود ، براى درمان با منقاش دانههاى جوش را مىكنند و آب سماق روى آن مىريزند .
هامش
( 1 ) .gerompok( 2 ) .vig( 3 ) .tixalak