- گوشت شتر نبايد بخورد ، و گرنه مثل شتر دورهء باردارىاش به دوازده ماه خواهد كشيد .
- در موقع خسوف و كسوف نبايد هيچيك از اعضاى بدنش را لمس كند ، زيرا در صورت اول همان نقطه از بدن بچه كبود شده و روى آن موهاى فراوان مىرويد و در صورت دوم در همان نقطه لكهء سرخى ايجاد خواهد شد .
- اگر شكم زن آبستن بخارد ، نبايد با انگشتان خود بخاراند ، بلكه بايد شكمش را به خشتك شلوار شوهرش بمالد ، اگر با دست بخاراند پوست شكمش خواهد تركيد .
- اگر در اوايل دوران حمل آثار خون در دهانهء رحم زن ديده شود ، بچه خون مىخواهد و بايد فورا گوسفندى كشت ، يا تاج خروسى را مجروح كرد و الا وضع حمل سخت و خطرناك خواهد شد و احيانا سر زا خواهد رفت ( شكورزاده : 128 - 129 ) .
- بچهاى كه بزرگ نمىشود به قبرستان كهنهاش بردهاند و ناپرهيزى برداشته ، بايد سر كتابش برايش باز كنند .
- كسى كه بچه سقط مىكند ، اثر ناپرهيزى است . يك دعا دارد كه بايد در آب بشورد و بخورد . نه تا هم هست كه بايد وقتى آبستن شد ، ماهى يكى از آنها را زير سر بگذارد .
- بعد از شستشوى نوزاد يك تكه چلوار را چاك مىزنند و به اسم پيراهن قيامت به تن او مىكنند كه تا يك شبانهروز به تن نوزاد مىماند ، سپس او را در قنداق سفيد مىپيچند و در ننو مىگذارند و ننوى او را در تنور مىآويزند و مقدارى برنج در آن مىريزند و آن برنج را بعدا صدقه مىدهند .
- تا ده شب اتاق بچه را روشن نگه مىدارند و غالبا بالاى سر مادر بچه شمع روشن مىكنند .
- روز دهم بچه را با مادر به حمام مىبرند و آب جام چهل كليد به سر او مىريزند .
- وقتى كه بند ناف بچه افتاد يعنى روز هفتم انعام قابله را مىپردازند .
- بچهاى كه درشتتر از حد معمول باشد ( در اصطلاح عوام يك مهره ) را نبايد كسى ببيند و اگر ديدند و مهرهء او را شمردند مىميرد .
- لباس بچهء اول كه از سيسمونى بوده است براى شگون به بچههاى بعدى مىپوشانند .
- اگر بچه كشى به دنيا بيايد يعنى از قسمت ميانه تن به صورت دولا بيايد آمد نيامد دارد و براى رفع بلا بايد او را هفت مرتبه از بلندى به پايين بيندازند و بگيرند .
- اگر بچه روز جمعه به دنيا بيايد هموزن او خرما بكشند و صدقه بدهند ، و الا بزرگ خانواده مىميرد .
- آمدن يك پسر سر هفت دختر بدشگون است .
- بچهاى كه روز عيد قربان به دنيا بيايد حاجى است . در ميبد به چنين بچهاى حاجى
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: محمد سعيد جانب اللهى
ص٣٠٩