تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
در قزوين صورت چنين بچه‌اى را سرخاب مىمالند و بزك مىكنند و او را در گوشه يا تاقچهء مستراح مىگذارند و ساعتى بعد او را بيرون مىآورند و معتقدند كه جن‌ها او را عوض كرده‌اند ( گلريز : 366 ) . در اصفهان نيز بر اين باورند كه بچه را بايد آرايش كرد و در مستراح گذاشت ، تا اجنه بيايند بچه خودشان را ببرند ( نفيسى : 62 ) .

بچهء يك مهره :

به عقيدهء مردم خراسان هرگاه بچه‌اى يك يا چند مهره از ستون فقراتش كم باشد ، آن بچه يك مهره است ، چنين بچه‌اى چاق و لمس است ، گويى بدنش استخوان ندارد ، هركس زودتر از ديگران متوجه شود كه بچه يك مهره است ، بايد فورا برود و موضوع را آهسته در گوش الاغ بگويد و گرنه بچه خواهد مرد . اگر الاغ پيدا نكرد ، بايد انگشت كوچك بچه را بگيرد و به طرف كف دست او خم كند و آن‌قدر بفشارد كه بند اول آن بشكند ( شكورزاده : 236 ) .

سياه‌سرفه :

در خراسان يك هاون برنجى با خود برمىدارند و بر بام هفت خانه مىروند و روى هر بام لحظه‌اى درنگ مىكنند و دستهء هاون را در هاون خالى مىكوبند و هم‌آواز مىخوانند
جينگ و جينگ ستره سرفه كبود مخه بره * خرجى را هم ندره خرجيشه بدين تا زود بره
از بام هفتم به زير مىآيند و در سر يك سه يا چهارراهى منتظر مىايستند تا مردى سوار بر پشت اسب يا الاغى سياه‌رنگ از آنجا عبور كند از او مىپرسند ، براى سياه‌سرفه چى خوبه ؟ هرچه گفت ، همان را به مريض مىدهند ، برخى بر اين باورند كه اين عمل فقط در ايام نزديك به چهارشنبه‌سورى يا عيد مؤثر است و هاون‌كوبى بايد به در خانه همسايه‌ها بروند و از آن‌ها مقدارى خوراكى گدايى كنند و به بچه مريض بدهند ( شكورزاده : 260 - 261 ) .

بچهء بدحال :

در ميبد نلته « 1 » ( گلولهء پنبه ) پنبه را باز مىكنند ، در كنار بچه قد او را مىكشند ( يا با كرباس ) چند سكه پول سياه در يك رديف روى بدن بچه مىگذارند و يك مشت جو روى سر مريض مىريزند ، بعد جو را جمع كرده با سكه‌ها در پارچه‌اى پيچيده سر چهار كوچه يا دم در مسجد مىگذارند . نزديكان مريض نبايد بفهمند ، چه كسى برده است ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .

دندان‌درد :

در تهران « شمعلونى » طلسم رفع نزله دندان‌درد است ، آن را به ديوار نصب مىكنند و نيت مىكنند ، بعد يك ميخ در سوراخ ( م ) مىكوبند اگر دندان‌درد مرتفع نشد ، يك ميخ ديگر در سوراخ ( ع ) مىكوبند ، اگر بازهم خوب نشد ، در سوراخ ( و ) كه بكوبند ، حتما مرتفع مىشود ( هدايت ، 1387 : 425 ) .
هامش
( 1 ) .nalta