و برجسته و گردنش دراز و لاغر خواهد شد ( همانجا ) .
ويار
در خراسان زن حامله را به دكان شيرينىفروشى مىبرند و به او مقدارى باقلواى گرم كه تازه از . فر بيرون آمده مىدهند ( شكورزاده : 130 ) .
در تهران هوس زن به برخى از خوردنى و بيزارى از ديگر خوردنىها را به رشد جنين پيوسته مىدانستند مثلا باور داشتند كه هنگام مو درآوردن بچه ، مادر هوس خوردن ترشى مىكند ، فرستادن ويارانه به ويژه براى عروس حتمى بود ، خوراك پخته با سبزى و ترشى و مانند آن . در بهار معمولا ويارانه دلمه مىپختند كه چاشنى آن سركه شيره يا سركه قند بود . كاهو و سركه ، گلپر ، شنگ ، شبدر ، گوجهسبز و چغاله بادام نيز از ويارانههاى بهاران بود . آش رشته با كشك و سيرداغ و پيازداغ و نعناعداغ نيز از ويارانهها بود ، زن آبستن كه به حمام مىرفت ، آش سماق با كوفته برنجى يا كوفته نخودچى با ترشى بادمجان و يا پيازترشى و سبزى خوردن به حمام مىبردند . كشك بادمجان و كشك نيز از غذاهاى ويارانه بود و بايد سيرداغ هم داشت ، زيرا يكى از خاصيتهاى سير خام آن است كه از استفراغ جلوگيرى مىكند . كباب تنورى ، چغارتمه ( غذايى از دل و جگر و سنگدان مرغ ) و سيرابى گاو نيز از غذاهاى ويارانه بود ( كتيرايى : 32 - 33 ) .
در لرستان اگر ويار زن باردار شديد باشد و مرتب حالت استفراغ داشته باشد شكمبهء گوسفند را مىپزند و مقدارى از عصارهء آن را با تكهاى از شكمبه به او مىخورانند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 251 ) .
در خراسان شكمبهء گوسفند را تميز مىكنند و در آب مىجوشانند و به آن آبليمو مىزنند و پنهانى در خوراك زن آبستن مىريزند ( شكورزاده : 130 ) .
در منطقهء فامور بر اين باورند كه ويار زن به او نرسد چشم بچه سبز مىشود ( ثواقب : 328 ) .
در اصفهان براى درمان ويار استفاده مىكنند :
- جوشانده گلگاوزبان و گل بنفشه از هركدام يك مثقال در روز
- پرهيز از خوراكىهاى باددار مثل خورش بادمجان و امثال آن
- خوردن عرق رازيانه و دانهء رازيانه
- به و عرق به
- كباب گنجشك ( گنجشك را بايد درسته كباب كنند )
- نخود خيسانده ، سيرابى گوسفند و سركه
- ماهى ريز قنات
- پرهيز از خوردن مسهلهاى قوى ( جانب اللهى ، گيتى آذرمهر : 41 - 40 ) .