در ايرانشهر برگ بوته مچنگل « 1 » را مىكوبند و الك مىكنند و پودر آن را روى محل سوختگى مىريزند ( جانب اللهى ، 1381 : 258 ) .
در خراسان :
1 . ابتدا محل سوختگى را با آب دهان تر مىكنند و اندكى نمك بر آن مىپاشند تا پوست تاول نزند ، بعد قدرى آب پياز يا نفت يا آب سيبزمينى و يا مركب سياه روى موضع سوختگى مىمالند .
2 . قدرى دودهء چرب روى موضع سوختگى مىمالند ، سپس يك عدد سيبزمينى خام در هاون كوبيده بالاى آن مىگذارند ، دو روز كه گذشت با حنا و روغن خميرى درست مىكنند و به جاى سيبزمينى بر محل سوختگى مىگذارند .
3 . اگر سوختگى عميق و زياد باشد ، اندكى روغن بادام شيرين در يك يا چند قاشق آب آهك مىريزند و بر موضع سوختگى مىمالند .
4 . اگر سوختگى با آب جوش باشد ، ابتدا يك پياز با چند حبه قند در هاون مىكوبند و روى آن مىمالند كه تاول نزند ، سپس شش مثقال موم كافورى و سه مثقال سفيداب قلع و يك مثقال كافور قيصورى و ده مثقال روغن گل ياسمين در پنج عدد سفيده تخممرغ ريخته روى آتش گرم مىكنند و به هم مىزنند و از آن مرهم مىسازند و روى سوختگى مىگذارند ( شكورزاده : 258 - 259 ) .
در الموت ابتدا روى آن سيبزمينى مىگذارند ، سپس از كوبيدهء گياهى به نام رومون « 2 » به عنوان مرهم استفاده مىكنند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 233 ؛ نيز - ماكياندرمانى ؛ حشرهدرمانى ) .
ورم
( - درمان با منشأ انسانى ) .
مسموميت با ترياك
( - درمان با منشأ انسانى ) .
مسموميت با مواد غذايى
در ايرانشهر به مسموم برنجاسك مىدهند ( جانب اللهى ، 1381 : 259 ) .
در اصفهان زراوند طويل از اجزاى ترياق اربعه ( شامل : ابو القار ، زراوند ، جنتيانارومى « 3 » ، مرمكى ) است به اين منظور مورد استفاده است ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
هامش
( 1 ) .moc ? angel( 2 ) .rumun( 3 ) .jontiy n