12 . امراض پوستى
كچلى
( - طب كودك ) .
زگيل
در ميبد چند دانه جو را در لجن مىكارند ، وقتى سبز شد ، زگيل از بين مىرود . يا در حمام مقدارى واجبى روى آن مىگذارند و مدتى تأمل مىكنند تا واجبى زگيلها را بسوزاند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در بافق براى از بين بردن زگيل آنها را با دانهء جو زخم كرده ، بعد جو را در لجن دفن مىكنند و بر اين باورند كه هروقت جو پوسيده شد ، زگيلها از بين مىروند ( جانب اللهى ، 1384 : 125 ) .
در پارود ايرانشهر خارشتر روى آن مىگذارند . در ايرانشهر در حمام خار درخت سكرين « 1 » را در زگيل فرو مىبرند ، چند ساعت به همين حال باقى مىگذارند آن را از بين مىبرد ( همو ، 1381 : 259 ) .
در اصفهان با چربى در آب گرم و حمام چرب مىكنند و با تيزاب مىسوزانند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در الموت روى آن را كمى خراش داده و به مدت يك هفته روى آن را شيرهء انجير مىمالند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 230 ) .
در بابل هفت عدد برنج قرمز كه به ندرت در ميان برنج معمولى وجود دارد ، انتخاب مىكنند و در جاى مشخصى با اين نيت كه وقتى برنجها پوسيد زگيل هم بپوسد زير خاك مىكنند ( رضوانيان : 28 ) .
كردها شيرپنير « 2 » و فلفل كوهى روى آن مىمالند ( صفىزاده : 179 ؛ نيز - حشرهدرمانى ؛ همنامدرمانى ) .
سالك
در خراسان :
1 . مقدارى سريش در ماست گاو مىريزند و از آن خميرى مىسازند و خمير را روى پارچهء آب نديدهاى پهن مىكنند و چند روز پىدرپى روى سالك مىگذارند .
2 . ريشهء جارو را در آتش مىاندازند و كاسهاى روى آن مىگيرند و عرقى را كه در جدار داخلى كاسه جمع مىشود ، بر سالك مىمالند .
هامش
( 1 ) .sakarin( 2 ) . گياهى است علفى كه در چمنزارها مىرويد ( همان ص 123 ) .