سال مىباشد ( 20 ) . همچنين مطالعه ديگرى در مردان بالغ افزايش 10 درصدى در ميزان
FBG
در اواخر ماه رمضان را نشان داد ( 21 ) .
مطالعات ديگر نيز مويد نتايج فوق است . ( 22 ، 13 ) . اين افزايش مىتواند بدليل افزايش گلوكونئوژنز ، كاهش سنتز گليكوژن و نيز كم شدن گليكوليز در كبد باشد . اگر رژيم كم كالرى در اختيار روزهداران قرار گيرد ، كاهش
FBG
بيشتر خواهد بود ( 24 ، 23 ، 2 ) .
مقايسه ميانگين اوره خون در اين مطالعه در طى روزهدارى حاكى از افزايشى معنىدار مىباشد . مطالعات ديگر ( 2 ، 23 ) نيز اين نتيجه را تائيد مىكنند . در واقع افزايش در اوره خون مىتواند مربوط به اثر دهيدراتاسيون در طى روزهدارى باشد . البته اين افزايش موقتى اوره مشكلى را براى شخص روزهدار پديد نمىآورد .
بررسى و مقايسه ميانگينها در طى ماه مبارك در اين پژوهش حاكى از كاهش مختصر در مقدار ترىگليسريد خون داوطلبان مىباشد كه از نظر آمارى معنىدار نيست . مطالعات ديگر نيز كاهش در ترىگليسريد خون در طى روزهدارى را نشان مىدهد ( 20 ) . در تحقيقى در مراكش نيز نتيجه مشابهى بدست آمد ( 25 ، 20 ) .
مطالعات متعدد نشان داده كه در طول روزهدارى ماه رمضان ، ميزان اسيد اوريك خون افزايش مىيابد ( 27 ) ، ( 26 ) ، ( 29 ) ، ( 28 ) ، ( 19 ) ، ( 10 ) در پژوهش حاضر نيز ميانگين اسيد اوريك افزايش نشان مىدهد اما تغيير فوق از نظر آمارى معنىدار نيست . افزايش فوق مىتواند مربوط به طولانى شدن روزهدارى ، كاهش در ميزان فيلتراسيون گلومرولى و كاهش در تصفيه اسيد اوريك باشد . گرچه مطالعهاى در افراد مبتلا به افزايش اسيد اوريك ، نشان داد كه در صورت تجويز رژيم پرچربى ، بعد از دو هفته روزهدارى ، افزايش در اسيد اوريك متوقف مىشود ( 24 ) تغيير در ميزان اسيد اوريك خون بطور منفى با تغيير در وزن بدن مرتبط است ( 26 ، 2 ) . در پژوهش حاضر نيز اين نتيجه مشاهده مىشود بهطورىكه در طى ماه رمضان با كاهش در وزن بدن داوطلبين ، ميزان اسيد اوريك خون آنها افزايش مىيابد . ارتباط فوق از لحاظ آمارى معنىدار مىباشد .