داراى ميانگين 69 / 21 و انحراف معيار 57 / 11 بوده است ، كه معادل وضعيت سلامت عمومى معمول آنهاست . ساكى و كيخانى در مطالعه خود ميانگين نمره حاصله از پرسشنامه استاندارد 28 سوالى
GHQ
را 8 / 24 با انحراف معيار 6 / 13 گزارش نموده است ( 1 ) . قهرمانى و همكاران ميانگين و انحراف معيار نمرات افراد مورد مطالعه خود را قبل از روزهدارى به ترتيب 05 / 18 و 62 / 9 بيان نموده است ( 9 ) .
كمترين نمره صفر و بيشترين نمره 76 بوده است . وضعيت سلامت روانى افراد پس از روزه دارى با ميانگين 86 / 20 و انحراف معيار 68 / 10 نشانه كاهش نمره حاصله مىباشد و به عبارتى روزهدارى تاثير مثبت بر وضعيت سلامت عمومى داشته است هر چند كه اين اختلاف در سطح معنىدار نبوده است . قهرمانى و همكاران نيز در مطالعه خود مىنويسد : روزهدارى بر وضعيت سلامت روانى موثر بوده است . وى اختلاف معنى دارى را بين وضعيت سلامت روانى قبل و بعد از روزهدارى در مردم شهرنشين و روستانشين گزارش مىكند ( 9 ) . گارتنر
( Gartner )
و همكاران نيز كه در زمينه تاثير باورهاى مذهبى بر سلامت روانى مطالعه نموده بودند نتيجه مىگيرند كه باورهاى مذهبى تاثير مثبت و مطلوب بر سلامت روانى دارد ( 10 ) .
مقايسه يافتهها بيانگر اين است كه اضطراب ، اختلال در عملكرد اجتماعى و افسردگى در بعد از روزهدارى نسبت به قبل از روزهدارى كاهش يافته است ولى اين اختلاف در سطح معنىدار نبوده است . قهرمانى و همكاران مىنويسند : نشانههاى اضطرابى ، اختلال در عملكرد اجتماعى و افسردگى در بعد از روزهدارى نسبت به قبل از روزهدارى كاهش يافته است ( 9 ) .
همچنين يافتهها نشان داد كه نشانههاى جسمانى در بعد از روزهدارى نسبت به قبل از روزهدارى كاهش يافته است درحالىكه قهرمانى مىنويسد : نشانههاى جسمانى در بعد از روزهدارى افزايش يافته است ( 9 ) . نتايج حاصله با نتايج قهرمانى همخوانى ندارد . پور گودرزى در مطالعه خود مىنويسد : هرچند روزهدارى در ماه رمضان با كاهش ميانگين