عوامل فرهنگى روند بيماريهاى روانى را تحت تاثير قرار مىدهد ( 7 ) بررسىهاى سيستماتيك بطور منسجم گزارش كردهاند كه به كارگيرى جنبههاى مذهبى معنوى با پيامدهاى قابل قبولى در سلامتى همراه است ( 8 ، 5 ) معنويت با كاهش علائم افسردگى ، اضطراب ، اعتياد ، پيشگيرى از خودكشى ، بىاشتهايى عصبى ارتباط مثبتى دارد ( 8 ، 9 ) . و برعكس با ارتقاء عملكرد و بطور كلى زندگى سالمتر ارتباط مستقيم دارد ( 9 ) .
همچنين تعدادى از مطالعات نشان دادهاند كه مذهب و اعمال مذهبى مىتواند يك اثر پيشگيرىكننده در ارتباط با اختلالات روانى مىتواند داشته باشد ( 10 ، 7 ) . و بهعنوان يك عامل مثبت در زمان مواجه با موقعيتهاى استرسزا عمل مىكند و روشهاى ديگرى جهت انطباق ايجاد مىكند ( 7 ) .
به همين منظور اخيرا بعضى از روانشناسان و روانپزشكان به نقش مذهب هم در پيشگيرى از اختلالات روانى و هم در درمان آنها توجه نمودهاند ( 12 ، 11 ) . آنان بر اين باورند كه در ايمان به خدا نيروى خارقالعادهاى وجود دارد كه نوعى قدرت معنوى به انسان ديندار مىبخشد ( 12 ) .
يونگ معتقد است كه مذهب پايگاه بسيار محكمى در مقابل مشكلات ، مصائب و محروميت هاى زندگى است ( 13 ، 11 ) ويليام جيمز « 1 » بيان مىكند كه بدون شك ايمان موثرترين درمان اضطراب است ( 11 ) در مطالعه بورس « 2 » و همكاران بر روى بيماران اسكيزوفرنيك انجام دادند ، دو سوم از بيماران اسكيزوفرنيك بيان كرده بودند كه معنويت جزء بسيار مهم يا حتى ضرورى در زندگى روزمره آنها مىباشد ( 14 ) . فعاليتهاى مذهبى شامل نماز خواندن ، شركت در اعمال مذهبى و خواندن كتاب مقدس و ساير كتب مذهبى نشان داده است كه اثرات حفاظتى در مقابل طيف گستردهاى از بيماريها از جمله بيماريهاى روانى دارد ( 9 ) .
از سوى ديگر مطالعات فراوانى نشان دادهاند كه داشتن عقايد مذهبى و شركت در مراسم مذهبى موجب كاهش افسردگى و اضطراب در ميان افراد مختلف از جمله دانشجويان ، سالمندان ،
هامش
( 1 ) .William James( 2 ) .Brous