جايز نيست انسان قلب خود را اهدا كند و نيز نمىتواند عضوى را كه در زندگى ذاتى و اجتماعى به آن نيازمند است به ديگرى اهداء كند . همينطور اگر يك كليه و يا يك چشم دارد نمىتواند آنها را ببخشد اما اگر عضوى در اين سطح از اهميت براى حيات انسان وجود نداشته باشد مثلا دو كليه داشته باشد اما يكى مشكل داشته و ديگر سالم باشد در اين صورت جايز نيست كه كليه سالم را اهدا كند . اما اگر از نظر پزشكى مسئله كاملا شكل طبيعى داشته باشد او مىتواند يكى از دو كليه خود را اهدا نمايد . سپس مىتوان از اساس اعضاى بدن را به دو گروه حياتى كه فقدانش اثر منفى مهمى روى زندگى انسان مىگذارد و اعضايى كه فقدانشان تا اين اندازه اثر منفى ندارد تقسيمبندى كرد .
- آيا از نظر شرعى تفاوتى بين اهداءكننده زنده و اهداكننده مرده وجود دارد ؟
آن چه گفته شد در رابطه با اهداء عضو توسط اهداءكننده زنده بود . اما نسبت به اهداء اعضاى بدن مرده اگر انسان وصيت كرده باشد كه پس از مرگش اعضاى بدنش به شخصى ديگرى داده شود شرعا جايز است .
- از نظر اسلام مرگ اهداءكننده چگونه مشخص مىشود ؟
يك نظر فقهى اين است كه مرگ با توقف قلب تحقق پيدا مىكند . بنابراين گرفتن اعضاى بدن جز پس از توقف تپش قلب جايز نيست ولى نظر فقهى ديگرى مىگويد با مرگ مغزى محقق مىشود . يعنى آنچه كه قبلا در مورد آن توضيح داده شد .
- اگر وصى ، اجراى وصيت اهداءكننده را نپذيرفت نظر شرع چيست ؟
بر وصى واجب است كه وصيت متوفى را عملى كند . زيرا خداوند متعال در اينباره مىفرمايد :
« فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
( بقره / 81 ) پس خداوند از وصى مىخواهد كه وصيت را به شكل الزامى اجرا كند .
- نظر اسلام درباره اهداى عضو در قبال ما به ازاى مادى چيست ؟
ما معتقديم كه عمل اهداى عضو فقط ارزش مادى ندارد . ولى بعضى از فقها عقيده دارند انسان دريافتكننده عضو اهدايى بايد به اهداكننده مبلغى را بدهد چراكه شايد بدان نياز داشته باشد .