مطبهاى پزشكى ، نگرانى ، افسردگى و ديگر مشكلات روانى مىباشد .
بنابراين ، اين معضل اجتماعى بسيار گسترده و رايج مىباشد و بوسيله دارو و عمل جراحى قابل معالجه نيست . . .
2 - 4 - 5 نتيجهگيرى 1 - از نظر روانشناسى ، محروميتها منشأ بيمارىهاى روانى هستند .
2 - هر آدمى فطرتا خداشناس است يعنى به مقتضاى خلقت و ساختمان اصلى روحى خود ، خدا را مىشناسد .
3 - گرايش انسان امروزى به ماديگرى و لذّات و خواهشهاى نفسانى و مظاهر فريبنده دنيوى ، او را از مسير فطرت يعنى خداشناسى و خداگرايى دور ساخته است .
4 - اين ماديگرايى و انحراف انسان از مسير فطرت و دورى از دين ، ايمان و ياد خدا ، به معنى محروميّت از يكى از نيازهاى اصلى روح و روان او مىباشد .
5 - بىشك اين محروميّت ، روح و روان او را بيمار مىگرداند .
6 - بيمارىهاى روانى همچون افسردگى ، اعتياد به مواد الكلى ، شيزوفرنى و . . . عامل بسيارى از بيمارىهاى جسمى مانند عوارض قلبى ، پوكى استخوان ، تنگى نفس ، سندرمهاى مختلف و عوارض پيشقاعدگى در زنان ، عقيم شدن و ضعيف شدن اسپرم در مردان و خلاصه 60 الى 90 % از بيمارىهاى جسمى و اضافه بر اينها از هر ده سال ، يك سال از عمر انسان بعلّت بيمارىهايى همچون افسردگى كاسته مىشود .
7 - شبزندهدارى حالات معنوى و روحانى و نشاط و جذبه ملكوتى در دل و جان انسان به وجود مىآورد و آثارش در روح انسان از هر عبادت ديگر عميقتر و دوامش بيشتر است .
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص٤٥٤