نتيجهگيرى :
اعجاز علمى قرآن مربوط به اشاراتى است كه از گوشههاى سخن حق تعالى نمودار گشته و هدف اصلى نبوده است ، زيرا قرآن كتاب هدايت است و هدف اصلى آن جهت بخشيدن به زندگى انسان و آموختن راه سعادت به او است . ازاينرو اگر گاه در قرآن به برخى اشارات علمى برمىخوريم ، از آن جهت است كه اين سخن از منبع سرشار علم و حكمت الهى نشات گرفته و از سرچشمه علم بىپايان حكايت دارد . زيرا اين آيات را كسى نازل ساخته است كه راز نهانها را در آسمانها و زمين مىداند و اين يك امر طبيعى است كه هر دانشمندى هرچند در غير رشته تخصصى خود سخن گويد ، از لابهلاى گفتههايش گاه تعابيرى ادا مىشود كه حاكى از دانش و رشته تخصص وى مىباشد . همانند آنكه فقيهى درباره يك موضوع معمولى سخن گويد ، كسانى كه با فقاهت آشنايى دارند از تعابير وى در مىيابند كه صاحب سخن ، فقيه مىباشد ، گرچه آن فقيه نخواسته تا فقاهت خود را در سخنان خود بنماياند . همچنين است اشارات علمى قرآن كه تراوشگونه است و هدف اصلى كلام را تشكيل نمىدهد .
در اين پژوهش تنها اشارات باريكى از اعجاز علمى قرآن بيان مىگردد كه هدف اصلى از آن به دست آوردن يقين قلبى نسبت به علم خداوند عالم به اسرار نهان و آشكارى است كه نقشه و راه سعادت ما انسانها را در قرآن كريم بيان فرموده است . به اميد روزى كه با عمل خالصانه به آيات قرآن كريم سعادت دنيا و آخرت خود را تضمين كنيم .