و آيه مباركه :
يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
« 1 » ( هيچ كس به حقيقت و تاويل قرآن آشنائى ندارد جز خدا و راسخان در علم و اسلامشناسان واقعى ) و كلام امير المومنين عليه السّلام كه همگى مسلمانان او را بعنوان پيشواى دينى خود مىشناسند . در نهج البلاغه : ( و ان القران ظاهره انيق و باطنه عميق لا تفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه ) « 2 » ( همانا قرآن در ظاهر شگفتآور و نيكو و در باطن ژرف و بىپايان است و عجائب و غرائب و نكات و اسرار آن پايانى ندارد ) و آيه مباركه فوق و كلام امير المومنين مبين اين نكته است كه قرآن و فهم آن در گرو علم حقيقى از سوى عالمان راستين ، يعنى كسانى كه قرآن را خوب مىشناسند و به آن ايمان دارند مىباشد . پس بياييد به قرآن با چشم بصيرتر و ايمان كاملتر نگاه كنيم تا در زندگى راهنمايمان باشد .
نتيجه :
واژههاى شناخت خداوند ، اعتقاد به قرآن و خواستار شدن شفا از اين كتاب مقدس بايستى مورد بررسى جدى و عميقتر قرار گيرد . به قدرت لا يزال و بىمانند خدا پى ببريم كه به قدر ايمان ما كارگشاست و به مقدسترين كتاب فرستاده شده از طرف وى به عنوان راهنما در تمام اصول ، اعتقاد راسخ داشته باشيم و از وى خواستار شفا و درمان گرديم كه قرآن ، نه يك درمانگر بلكه يك شفادهنده كامل است . چنين اعتقادى لازم است تا هر آيه آن شفا و دارويى براى همه دردها باشد .
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيه 7
( 2 ) . خطبه 18 نهج البلاغه