مىتوانند در هر سنى ديده شوند ، به شرطى كه تشخيص و درمان سرطان در مراحل اوليه صورت پذيرد ، فرد مبتلا مىتواند از يك زندگى با طول عمر طبيعى برخوردار شود . به عبارت ديگر احتمال مرگ به علت سكته مغزى يا قلبى در سنين بالا در اين افراد بيشتر است تا مرگ بر اثر سرطان تيروئيد .
تشخيص سرطان تيروئيد : اكثر بيماران به علت وجود يك توده در گردن يا به علت رشد سريع و ناگهانى گواترى كه چندين سال آن را داشتهاند به پزشك مراجعه مىكنند . تشخيص سرطان تيروئيد به وسيلهى روش برداشتن نمونه توسط سوزن يا
FNA
و يا انجام عمل جراحى صورت مىگيرد . گاهى اوقات بيمار به علت بزرگ شدن غدد لنفاوى گردن به پزشك مراجعه مىكند . در اين موارد بيوپسى و نمونهبردارى از اين غدد لنفاوى نشان مىدهد كه بيمار دچار سرطان پاپيلارى تيروئيد است كه به غدد لنفاوى گردن انتشار پيدا كرده است .
نحوهى درمان سرطان تيروئيد : سرطان تيروئيد را مىتوان با برداشتن كامل يا قسمتى از تيروئيد درمان كرد . براى كشتن سلولهاى باقيماندهى سرطانى بعد از عمل جراحى مىتوان از يد راديواكتيو استفاده كرد .
جراحى سرطان تيروئيد : سرطان پاپيلارى تيروئيد را معمولا با برداشتن تمام تيروئيد درمان مىكنند ، زيرا اگر مقدارى از بافت تيروئيد باقى بماند احتمال دارد كه در آينده دچار سرطان شود . تمام غدد لنفاوى بزرگ شده و حاوى سلولهاى سرطانى هم بايد برداشته شوند . سرطان فوليكولار بر خلاف سرطان پاپيلارى معمولا در يك قسمت تيروئيد رشد مىكند و مىتوان فقط نصف تيروئيد را طى عمل جراحى برداشت .
سرطانهاى نادرتر تيروئيد : انواع نادرتر سرطانهاى تيروئيد عبارتند از :
سرطانهاى مدولارى : معمولا در بعضى خانوادهها بيشتر ديده مىشود و همراه با ساير اختلالات غدد درونريز يا ناهنجارىهاى اسكلتى است .
لنفوم تيروئيد : معمولا افراد سالخورده را مبتلا مىسازد و ممكن است همراه با شواهدى از بيمارى در ساير قسمتهاى بدن باشد .
سرطان آناپلاستيك : معمولا افراد سالخورده را گرفتار مىسازد . اين سرطانها نسبت به سرطانهاى پاپيلارى و فوليكولار وخيمتر بوده و درمان آنها سختتر مىباشد . درمان اين سرطانها شامل شيمىدرمانى و راديوتراپى است .
غدهى پاراتيروئيد
چهار غدهى پاراتيروئيد ( هركدام به اندازهى يك نخود ) در پشت هريك از چهار گوشه غدهى تيروئيد پنهان هستند . هورمون مترشحه از اين غدد پاراتورمون نام دارد كه متابوليسم كلسيم در بدن را كنترل مىكند . كمى ترشح اين هورمون منجر به حالتى به نام تتانى مىشود . در اين حالت بدن قادر به مصرف كلسيم موجود نخواهد بود ، بنابراين محتوى كلسيم خون در حد پايينى قرار مىگيرد . علائم اين بيمارى شامل اسپاسم عضلانى و افزايش تحريكپذيرى سيستم عصبى است . ولى ترشح بيش از حد پاراتورمون بالا برندهى كلسيم خون و ادرار و نهايتا منجر به بيمارى استخوانى به نام قيبروزاستثيت مىشود .
خفقان
در مورد خفقان ، خوراكىهاى مفيدى وجود دارند ، مانند سيب درختى ، گلابى ، پسته ، پستهى وحشى ، عناب ، شير كه از آنها بايد بيشتر استفاده كرد . همچنين خوراكىهايى وجود دارند كه براى اين بيمارى مضر