افزايش ناگهانى و دردناك فشار مايع درون چشم مىشود . اين بيمارى در سنين زير 40 سالگى نادر است . همچنين در سنين بالاى 60 سال در زنان شايعتر خواهد بود .
برخى اوقات نيز به صورت خانوادگى رخ مىدهد و در افراد آسيايى تبار شايعتر است . در آب سياه حاد عنبيه به سمت جلو برجسته شده و زاويه تخليه را مىبندد . در نتيجه مايع در درون چشم به دام مىافتد .
فشار داخل چشم همگام با افزايش ترشح مايع افزايش مىيابد . با بالا رفتن فشار ممكن است اعصاب موجود در شبكيه حساس به نور و عصب بينايى كه سيگنالهاى عصبى را به مغز مىبرد آسيب ببيند و باعث كاهش بينايى شود . داشتن كرهى چشم از حد معمول كوچكتر ، علت شايعى براى دوربينى است . ( به مبحث دوربينى در همين كتاب مراجعه كنيد ) و خطر ايجاد آب سياه حاد را افزايش مىدهد . اين اختلال در افراد پير شايعتر است . زيرا عدسى چشم در طى زندگى رشد كرده و ممكن است در نهايت به عنبيه فشرده شود . مايع در پشت عنبيه تجمع يافته آن را به جلو برجسته كرده و زاويه تخليه را مسدود كند .
آب سياه حاد مىتواند هنگامى كه كمبود نور باعث گشادى مردمكها مىشود شروع گردد . در اين حالت عنبيه ضخيم شده و زاويه تخليه مىتواند بسته شود .
آب سياه حاد برخى اوقات به صورت خانوادگى تظاهر يافته و در زنان و آسيايىتبارها شايعتر است .
هفتهها قبل از يك حملهى تمام عيار آب سياه حاد ممكن است حملات خفيفى رخ دهد . حملات خفيف معمولا در غروب رخ داده و علائم شامل درد چشم و ديدن هالههاى نور در اطراف مىباشد كه با خواب بهبود مىيابند . اگر شما اين علائم را داشته باشيد بايد سريعا با پزشك تماس بگيريد .
حملات كامل به صورت ناگهانى رخ داده و علائم آنها عبارتند از :
* بدتر شدن سريع بينايى
* درد شديد چشم
* قرمزى و ترشح آبكى از چشم
* حساسيت به نور روشن
* هالههايى در اطراف نورها
* تهوع و استفراغ
اگر چشم شما دردناك شود يا بينايى آن بهطور ناگهانى خراب شود به يكى از مراكز فوريتهاى پزشكى مراجعه كنيد .
فشار داخل چشم با استفاده از روشى مانند تونومترى سنجش مىشود . اگر تشخيص آب سياه حاد باشد بايد سريعا به منظور كاهش فشار داخل چشم داروهاى داخل وريدى تزريق شده ، قطرههاى چشمى يا داروهاى خوراكى تجويز شود . برش عنبيه با ليزر به محض كاهش فشار انجام مىشود . در اين روش از ليزر براى ايجاد سوراخ كوچكى در عنبيه استفاده شده
دائرة المعارف گياه درمانى ايران — صفحة 227
مساهمون: احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
ص٢٢٧