مىشود . علايم بالينى آن براى بيمارى اختصاصى نيست . بروسلوز مترادفهاى زيادى دارد كه از منطقهى جغرافيايى كه در آن ديده مىشود ( مثل تب مديترانهاى ، تب مالت ، تب گيبرالتار ( جبل الطارق ) و تب سيپروس ) ، از ماهيت نوسانى تب ( مثل مواج ) يا از شباهت اين بيمارى به مالاريا و تيفوئيد ( مثل تب تيفورمالاريال يا تب منقطع ) برگرفته شدهاند .
سببشناسى : بروسلوز انسانى توسط هركدام از چهارگونه بروسلا ايجاد مىشود : بروسلامى تنسيس ( شايعترين و بيمارىزاترين شكل بروسلوز در دنيا ) كه بهطور اوليه از بزها ، گوسفندان و شترها كسب مىشوند .
ب . آبورتوس از گاو ، ب . سوئيس از خوك ، ب . كنيس از سگها گرفته مىشوند . آنها پارازيتهاى اختيارى داخلى سلولىاند كه در حيوانات عفونتهاى ما دام العمر ايجاد مىكنند . بروسلا با جوشاندن يا پاستوريزه كردن شير و محصولات لبنى از بين مىرود . بروسلا در پنير سفيد و نرم غير پاستوريزه كه از شير بز تهيه شده باشد تا 8 هفته زنده مىماند و با يخزدگى از بين نمىرود .
ارگانيسم تا 40 روز در خاك خشكى كه با ادرار ، مدفوع ، ترشحات واژنى و محصولات باردارى حيوان مبتلا ، آلوده شده است ، زنده مىماند و در خاك مرغوب اين زمان طولانىتر مىشود .
اپيدميولوژى : بروز كلى بروسلوز انسانى مشخص نيست و علت آن كيفيت متغير گزارش بيمارى و سيستمهاى اطلاعرسانى در كشورهاى مختلف مىباشد . در دنيا كشورهايى كه عارى از بروسلوز هستند عبارتند از : نروژ ، سوئد ، فنلاند ، دانمارك ، سوئيس ، چك و اسلواكى ، رومانى ، بريتانياى كبير ( شامل كانال ايسلند ) ، هلند ، ژاپن ، لوگزامبورك و بلغارستان . جزاير دستنخورده نيز عارى از بيمارىاند .
گزارشات نشان مىدهند كه حتى در ملتهاى پيشرفته هم بروز واقعى بروسلوز 26 برابر ارقام رسمى ارائه شده است . در ايالات متحده حدود 200 مورد جديد سالانه گزارش مىشوند ، البته تخمين زده مىشود كه فقط 4 تا 10 % كل موارد تشخيص داده و گزارش مىشوند .
مصرف پنيرهاى وارداتى ، مسافرتهاى خارجى و تماسهاى شغلى شايعترين علل شناسايى شدهى عفونت مىباشند .
در كشورهايى كه بروسلوز ، خاص آنها مىباشد ، بيمارى در كودكان و خانوادهى فرد مبتلا ديده مىشود .
حتى در كشورهايى كه بروسلوز حيوانى كنترل شده است ، بيمارى باز گهگاه در كشاورزان ، كارگران تهيهى گوشت ، دامپزشكان و كارمندان آزمايشگاهى ديده مىشود . ارگانيسم بروسلا در شايعترين حالت از طريق خوردن شير يا محصولات شيرى تازه ، گوشت خام و خون انتقال مىيابد . انتقال از مغز استخوان نيز مد نظر مىباشد . البته ارگانيسم ممكن است در حين تماس با حيوانات ( خصوصا در كودكان ، سلاخها ، كشاورزان و كارمندان آزمايشگاهى ) استنشاق شود .
خراشهاى پوستى ، خود تلقيحى و ترشح ملتحمهاى از ساير راههاى عفونتى هستند كه از اين حيث كارگران در معرض خطر مىباشند . ارگانيسم گهگاه از فردى به فرد ديگر از طريق جفت ، تغذيه از شير مادر و فعاليتهاى جنسى منتقل مىشود .
وضعيت بيمارى در ايران : اين بيمارى در تمام نقاط كشور پراكنده است ولى وفور آن در مناطق مختلف يكسان نمىباشد ، بهطورىكه در برخى از مناطق جنوب كشور از كمترين ميزان و در اصفهان و استان مركزى براساس برخى از مطالعات از بيشترين ميزان برخوردار بوده است . براساس بررسىهايى كه در نقاط مختلف ايران شده است گروه سنى 19 تا 15 سالهى ايرانى بيشتر از ساير گروههاى سنى ، در معرض خطر ابتلا به بروسلوز قرار داشته و نسبت ابتلاء به بروسلوز در كودكان ايرانى چندان كمتر از بزرگسالان نمىباشد و اختلاف چندانى در توزيع جنسى بيمارى نيز به چشم نمىخورد و اگر هم اختلاف ظاهرى وجود
دائرة المعارف گياه درمانى ايران — صفحة 1002
مساهمون: احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
ص١٠٠٢