دانستند كه امامت بعد از صادق عليه السّلام در غير اسماعيل خواهد بود .
و ليكن طايفهء اسماعيليه به همان گمانى كه داشتند دست زده اصل خود گردانيدند و ادعا كردند كه اين نص واقع شده و منشأ اين ادعا همان ظن بود كه مىگفتند چون اسماعيل رحمه اللَّه فرزند بزرگ حضرت صادق عليه السّلام بود البته آن حضرت نص بر امامت او كرده است . نه آنكه در اين باب خبرى يا روايتى به ايشان رسيده باشد و كسى از ناقلان اخبار طايفهء شيعه بر آن روايت اطلاع داشته باشد . و هر گاه بناى مذهب ايشان بر دعوى مجرد از برهان باشد پس باطل و ساقط خواهد بود .
اما روايتى كه از ابو عبد اللَّه عليه السّلام منقول است كه آن حضرت فرمود « بدا » واقع نشد حق تعالى را در چيزى ، همچنان كه « بدا » واقع شد او را جلّ جلاله در شأن اسماعيل رحمه اللَّه . « 1 » پس به درستى كه طايفهء اسماعيليه در فهميدن اين حديث نيز غلط كردهاند و اين بدا را در امامت اسماعيل قرار دادهاند ؛ زيرا معنى اين حديث همان از حضرت صادق عليه السّلام مروى است و آن آنست كه روايت شده از ابو عبد اللَّه عليه السّلام كه گفت : به درستى كه خداى عز و جلّ تقدير كرد قتل را بر فرزندم اسماعيل دو مرتبه « 2 » پس سؤال كردم از خداى تعالى در شأن پس « بدا » نشد مر اللَّه تعالى را در چيزى همچنان كه « بدا » نشد او را جل جلاله در اسماعيل .
پس معلوم شد كه حضرت صادق عليه السّلام قصد كرده به اين حديث آنچه ذكر فرموده كه قتل مقدّر بود از براى اسماعيل و حق تعالى به سؤال ابو عبد اللَّه صرف گردانيد آن را از او .
و اما امامت پس به درستى كه حق تعالى موصوف نشده به « بدا » در آن و به درستى كه اجماع كردهاند فقهاى اماميه در اين معنى و به ايشان روايتى نيز در اين باب از ائمه عليهم السّلام است . و آن آنست كه فرمودهاند هر گاه « بدا » واقع شود از براى اللَّه تعالى در چيزى پس به درستى كه « بدا » واقع نمىشود از براى او جل جلاله در
هامش
( 1 ) . « توحيد شيخ صدوق » ص 336
( 2 ) . « تصحيح اعتقادات الامامية » ص 66