فصل 99 [ نقد عقائد ناووسيه ] - [ مضمحل شدن اين فرقه ]
گفته است شيخ - ادام اللَّه عزّه - و اما « ناووسيه » ، « 1 » پس به تحقيق مرتكب شدهاند در انكار وفات حضرت صادق عليه السّلام دفع امر بديهى ضرورى را و انكار نمودهاند آنچه مشاهده و معلوم است ، زيرا علم ما به وفات آن حضرت عليه السّلام مثل علم ماست به وفات پدر آن حضرت عليه السّلام و اصلا فرق نيست ميان اين طايفه و ميانه غلاة كه انكار وفات حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كردهاند . و همچنين ميانه جماعتى كه انكار قتل امام حسين عليه السّلام نمودهاند . و گفتهاند مشتبه شد بر مردم وفات امير المؤمنين عليه السّلام و قتل امام حسين عليه السّلام . پس هر چيز كه اين جماعت به آن چيز باطل مىگردانند گفتهء ايشان را به همان چيز و خود را جدا كنند از آن جماعت كه نام برديم . پس به درستى كه ما نيز به همان چيز باطل مىگردانيم گفتهء ايشان را .
و اما حديثى كه طايفهء « ناووسيه » به آن دست زدهاند ، پس به درستى كه آن حديث خبر واحد است و نه موجب علم و نه باعث عمل مىشود . و بر تقديرى كه روايت كند اين حديث را هزار كس يا هزار هزار كس جايز نخواهد بود كه ظاهر آن را حجت كنيم در دفع امر بديهى ضرورى كه معلوم و مشاهد همه كس شد يعنى وفات حضرت صادق عليه السّلام .
با آنكه ممكن است بگوئيم به طايفهء ناووسيه كه از كجا معلوم كرديد اين سخن صادر نشد از حضرت صادق عليه السّلام در وقت توجه به سوى عراق ؛ از براى آنكه ايمن گرداند اصحاب خود را از مرگ خود در آن اوقات و خاطر نشان كند به ايشان كه عنقريب از عراق رجوع خواهد فرمود به ايشان . و بترساند اصحاب خود را از اينكه قبول كنند سخن اراجيف را كه مردم در شأن آن حضرت بگويند و اين قبول از اصحاب منجر به فساد شود نه از براى آنكه اين خبر از آن حضرت شامل جميع
هامش
( 1 ) . ر . ك : « فرق الشيعه نوبختى » ص 67