است « 1 » .
آرى هريك از امراى سهگانه ياد شده به وفق اقتضاى عين ثابت و طينت و سرشت خود با علم و عالم رفتار كردهاند ، به قول عارف رومى در اول دفتر ششم مثنوى :
مه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر خلقت خود مىتند
[ پيوند كليه در فقه ]
به موضوع بحث برگرديم ؛ در اوائل اين رساله اشارهاى شد كه « در پيوند كليه ، مسألهاى فقهى روى مىآورد كه گفته آيد » اكنون هنگام گفتن آن فرا رسيده است :
در حدود سى و پنج سال پيش از تاريخ اين رساله روزى در محضر اعلاى استاد بزرگوار جناب آيت الله حاج ميرزا ابو الحسن رفيعى قزوينى - رفع اللّه درجاته - بحث از پيوند اعضاء به انسان مسلمان به لحاظ عمل پزشكى پيش آمده است كه چون عضوى از بدنى جدا شده است آن عضو ميته و متصف به احكام ميته است و عضو ميته نجس است ، چه عضو بدن مسلم باشد و چه كافر ، و چه عضو حيوان نجس العين باشد و چه غير آن ، و حال اينكه نمازگزار نمىتواند با محمول نجس - يعنى با عضو پيوند داده - نماز بخواند . در مسأله يازدهم فصل شرائط لباس مصلّى از كتاب « العروة الوثقى » گويد : « استصحاب جزء من أجزاء الميتة فى الصلاة موجب لبطلانها و ان لم يكن ملبوسا » ؛ و همچنين با ديگر مسائل متفرع بر ميته چه بايد كرد ؟ .
حل آن به اين واقعيت منتهى شده است كه چون نفس مسلمان آن عضو پيوند شده را جذب كرده است و تصرف نموده است ، عضو حىّ جزء بدن او
هامش
( 1 ) - ج 1 ، ط 1 - چاپ سنگى رحلى - ص 42 .