محمد زكرياى رازى در سال 320 هجرى پس از آنكه از دو ديده نابينا شده بود وفات كرد . و در سبب كورى آن چنين نوشتهاند كه در اثبات صناعت كيميا از براى امير منصور بن امير نصر سامانى كتابى تأليف نمود ، امير منصور فرمان داد آنچه را كه از براى اين ادعا از آلات و ادوات و غيرها لازم است جهت وى مهيا و حاضر كنند تا آنچه ادّعا كرده و ضمانت نموده است به عمل بياورد ، و چون حكيم - اعنى محمد زكريا رازى - عاجز شد ، منصور گفت :
گمان نمىكنم كه شخص حكيم به تخليد كذب در كتبى كه آنها را به حكمت نسبت داده است راضى شود ، پس فرمان داد تازيانه بر سر او زدند و نيز همان كتاب را بقدرى بر سرش زدند تا پاره شد ؛ و بواسطه اين صدمه چشمش آب آورده و كور گرديد .
[ شيخ رئيس در علم كيميا ]
نگارنده حسن حسن زاده آملى گويد كه شيخ رئيس ابو على سينا در آغاز ، صنعت كيميا را انكار داشت چنانكه در آخر فصل پنجم مقاله نخستين فن پنجم طبيعيات شفاء « 1 » به تفصيل صنعت كيميا را رد كرده است ، و لكن بعد از آن به صحّت صنعت كيميا اعتراف نموده است ، و رسالهاى در صحّت آن به نام « حقائق الإشهاد » نوشته است ؛ و ما بطور مشروح در شرح عيون مسائل نفس به نام « سرح العيون فى شرح العيون » آن را عنوان كردهايم « 2 » .
و دور نيست كه نحوه تدبير محمد زكرياى رازى در معالجت منصور بن نوح سامانى بدان تفصيل كه در مقاله مطبوع در كتاب شريف « اخلاق پزشكى » « 3 » نقل كردهايم ، سبب چنان اهانت و جسارت منصور سامانى به
هامش
( 1 ) - ( ص 255 ، ج 1 رحلى چاپ سنگى ) .
( 2 ) - ( ط 1 ، ص 236 ) .
( 3 ) - ( ص 27 - ط 1 ) .