تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و طبيب و تشريح ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
آن به درستى و آسانى صورت گيرد چه اينكه در هر زبان لغت بيگانه به صورتهايى درمىآيد . مثلا عرب در تصرف لغت بيگانه گويد : « عجمىّ فالعب به ما شئت » يعنى : واژه بيگانه است هرگونه مىخواهى بدان بازىكن : چنان‌كه « هروه » در تشريح البشر به صورت « اروى » درآمده است ، و « هرفيل » به صورت « ايروفيل » . هروه لاتين آن بدين وجه است :
( harvey )
. در صفحهء 795 جلد پنجم گراند لاروس ، بيوگرافى وى مذكور است و در آنجا بدين عبارت ستوده شده است :
harvey s'est immortalise par la decouverte de la circulation du sanq
يعنى : هروه جاويد است زيرا كه كاشف دوران خون است . و لكن چون اين‌گونه مقالات و مباحث خواصّ را به كار آيد كه به تلفظ اسامى و بيوگرافى دانشمندان يادشده به خوبى آگاهند ، بدانچه نگاشته آمده است اكتفا شده است . جز اينكه طبيب هروى ( محمد بن يوسف ) در كتاب بسيار مفيد « بحر الجواهر » در لغت طب ، از جالينوس ياد شده چند سطرى ذكر كرده است كه هم طبيب را به كار آيد و هم ديگران را ، نقل آن را - هرچند كه خارج از موضوع مقاله و جمله معترضه است - مغتنم مىدانيم :

[ جالينوس و ارزش آن ]

« جالينوس از جمله هشت طبيب كه مرجع و مآب و رؤس ارباب صناعت طب بودند يكى او بود . وى ختم اطباى كبار بود و در علم طب چهار صد كتاب تصنيف كرد ، و زنى را كه در علم طب مهارتى داشت خصوصا در معالجه زنان دريافت و از او ادويه بسيار قليل الوجود بدست آورد و بعد از آن به جانب مصر سفر كرد و مدتى از براى تحصيل عقافير در آنجا اقامت كرد . از سخنان اوست : شرف نفس انسان را بدان توان شناخت كه از ملابست