پيشگفتار
بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس و ستايش خدايى را كه همهى موجودات هستى ( انسان ، نبات ، جماد ) را از چهار اركان اصلى آب ، هوا ، خاك و آتش آفريده است .
سپاس و ستايش حضرت عليمى را كه نسخهى بىزبان ( الذى انزل الدواء ) از كلمات حكمت بالغه او به مزاج تمام بيماران سازش داشته و از داروى شفابخش
ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
و رهبرى او به سوى گسترش بهتر
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ
« 1 » و تغذيه صحيحتر و غذاى نيروبخش
هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ
« 2 » و شفاى حكيمانه
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
« 3 » و نيروى حياتبخش
وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ
« 4 » و نيز سپاس به پيشگاه يكتايى كه همهى عاصيان چشم طمع به لطف و كرمش دوخته و
وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ
« 5 » كه اى پروردگار يكتا
هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
« 6 » .
( و الحمد للّه كما هو اهله ) ايزد يكتايى را كه به حضرت موسى ( ع ) چنين فرمود : « 7 »
( ا تريدان يبطل حكمتى به تو كلك علما من اودع منافع فى هذه العقافير فبعزتى و جلالى ما اشفيك حتى تستمل مما عينوا ) و درود بر آخرين پيامبرانش محمد ( ص ) كه فرمود لكل داء دواء هر دردى را درمانى است . اما افسوس كه آدمى نه سپاس تندرستى و سلامتى را بهجاى مىآورد و نه درود زندگى و حيات را . پس از مرگ ناله مىكند كه اى كاش دوباره به زندگى دنيا برمىگشتم كه مىدانستم چه بايد كرد ، غافل از اينكه هر روز كه از خواب بيدار مىشود ، آنچنان است كه به اين جهان برگشته است . اين رفت و برگشت هزاران مرتبه تكرار مىشود ، اما آدمى هنوز در خواب غفلت است كه نه در كردار و نه در گفتار و نه در خوراك و پوشاكش تغييرى مىدهد هر روز مريضتر از روز پيش و عاصىتر از روز نخست .
هامش
( 1 و 2 و 3 ) - ( 1 تا 6 ) - آيات 77 تا 83 سوره الشعراء
( 4 و 5 و 6 ) - ( 1 تا 6 ) - آيات 77 تا 83 سوره الشعراء
( 7 ) - آيا با توكل خود حكمت مرا مىخواهى باطل كنى ، حال اينكه شفا در داروى تو قرار دادهام ، به عزت و جلالم تا دارو مصرف نكنى شفا نخواهى يافت .