محل دريافت حس درد
دردهاى بدن پس از اينكه وارد نخاع شدند از آنجا به طرف مغز رفته به ناحيه خاكسترى قشر مغزى مىرسند پس از گذشتن از اين مسير درد حس مىشود .
طاقت افراد نسبت به درد
طاقت افراد نسبت به درد خيلى متفاوت است بهطورى كه بعضى كوهى را مو و عدهاى مويى را به كوه نشان مىدهند . لذا واكنشهاى روانى كه نسبت به درد ايجاد مىشود نمىتواند ملاك كاملى براى شدت درد باشد ، اين واكنشها عبارتند از ، اضطراب ، گريه و ناله ، افسردگى ، تهوع و تحريكپذيرىهاى ديگرى كه هيچكدام براى طبيب ملاك كاملى براى وجود و عدم شدت درد نيست اين تظاهرات مربوط به زمينه روحى بيمار است .
درد منتشره
بيشتر دردها دور تر از محل حقيقى خود حس مىشوند ، گاهى دردهاى سطحى نقطهاى از بدن در جاى ديگرى خود را نشان مىدهند . زمانى دردهاى داخلى به سطح بدن مىرسند يا درد احشايى ، داخل شكم بر احشاء ديگر داخل شكم سرايت مىكند .
بهطور كلى مىتوان گفت كه دردها گرچه ممكن است از يك عضو باشند ليكن مىتوانند بيشتر اعضاى ديگر را تحت قلمرو و ناراحتىهاى خود قرار دهند . براى تسكين اين دردها اگر دارويى باشد كه داراى خاصيت تسكينى روى بيشتر اعضاء را داشته باشد داراى اهميت زيادى است كه خوشبختانه اين خاصيت در داروهاى گياهى موجود است . يك داروى تجويزشده گياهى علاوه بر اينكه زبانى براى بدن ندارد مىتواند بيشتر اعضاى بيمار را تحت درمان و بهبودى قرار دهد .
دردهاى احشايى اعضاء مختلف
درد قلبى ، چون قلب نسبت به ضربههاى مستقيم حساس نيست و درون قفسه سينه قرار گرفته لذا بيشتر دردهاى قلبى را بايستى مربوط به كمخونى عضله قلب دانست . اين دردها بيشتر به قاعده ، گردن ، عضلات سينه و در امتداد بازوها مخصوصا بازوى چپ از طرف بالا به پايين منتقل مىشوند و اين دردها بيشتر در طرف چپ سينه نيز احساس مىشود . درد كمخونى