مقدمه
چون در اين كتاب به هنگام صرف داروها به مزاج اشاره شده است لازم است به مزاج « 1 » اشارهاى به عمل آيد ( شرح كامل در كتاب نسخهء شفا آمده است ) .
قدما معتقدند كه در نظام آفرينش اجسام عنصرى خالص وجود ندارند ، تمام هستى مخلوطى از عناصر به نسبتهاى مختلف است و خواص متفاوتى كه در اجسام وجود دارد مربوط به همين اختلاف است . تمام تغييرات مثل قد ، وزن ، رنگ ، بو ، حجم ، طعم اشياء مربوط به تركيبات مختلفى است كه در آنها به كار رفته است . اين اختلافات ساختمانى مورد بحث تمام مجامع علمى جهان است . اختلافات بالا از وجود ذرّهاى حياتى سرچشمه مىگيرد كه همه مربوط به اسيد دزوكسى ريبونوكلئوئيك « 2 » يا
A . D . N
و دزوكسى ريبونوكلئيك « 3 » يا
D . N . A
مىباشد .
پس مىتوان مزاج را چنين تعريف كرد : حالتى كه در اثر واكنش متقابل اجزاى ريز مواد به وجود مىآيد .
در اين واكنش قسمت زيادى از يك يا چند ماده با قسمت زيادى از يك يا چند مادهء ديگر با هم مىآميزند و از اين آميزش كيفيتى به وجود مىآيد يا حالتى بنام مزاج آشكار مىشود .
هر فردى داراى مزاجى است منحصر به خود كه با مزاجهاى ديگر فرق دارد . اين اختلاف مزاج باعث مىشود كه رنگها ، قيافه ، وزن ، قد ، حجم ، رفتار و كردار افراد متفاوت باشد .
ورود و خروج مواد به بدن انسان يا حيوان باعث دگرگونى مزاجها مىشود ، لذا مىتوان گفت
هامش
( 1 ) -TEMPER( 2 ) -ACID DESOXY RIBONUACLIQUE( 3 ) -DESOXY RIBONUACLIQE