است و اگر فوت در يكى از اماكن عمومى از قبيل گاراژ و گرمابه و مسجد و مهمانخانه و غيره شود به عهده مدير يا متصدى آن مكان است .
بنابراين در مواد مذكور فوق وظائف طبيب و بالنتيجه وابستگان به وى نيز روشن گرديده است .
در مورد ازدواج و طلاق نيز موادى است كه طبيب و وابستگان به وى بايد از آن اطلاع داشته باشند ، منتهى از نظر آنكه مطلب بدرازا خواهد كشيد از ذكر تمام موارد صرفنظر مىنمائيم ، ولى دانستن بعضى از قسمتهاى آن بسيار مفيد است .
اول آنكه سن پسر و دختر براى ازدواج از نظر طبى و بلوغ كامل و استعداد بايد مد نظر گرفته شود و طبق قانون مدنى كشور ما قابليت صحى داشته باشد .
در اين موارد از كتاب نكاح و طلاق طبق مواد 1040 و 1041 و 1042 و 1043 و 1044 و 1045 و 1046 و 1047 قانون مدنى پيشبينىهاى لازمه شده است و در جميع اين موارد تكليف طبيب ( بالنتيجه وابستگان به وى ) معين گرديده است .
مثلا طبق ماده 1040 هريك از طرفين مىتوانند براى انجام وصلت از طرف ديگر تقاضاى گواهى طبيب به صحت از بيماريهاى مسرى از قبيل سيفيليس و سوزاك مطالبه و سل مطالبه نمايد .
يا طبق ماده 1041 سن قانونى نكاح انات قبل از پانزده سال تمام و سن قانونى ذكور 18 سال تمام بايد باشد و همچنين در مورد بيماريهاى زن و مرد طبق قوانين مدنى اختياراتى به زن و شوهر داده شده است ، همچنين مزاوجت با كسى كه هنوز استعداد جسمانى براى ازدواج پيدا نكرده ممنوع مىباشد .
بههرحال از نظر آنكه طبيب و اطرافيان آن در طول عمر اشخاص و خانوادهها
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 70
مساهمون: محمود نجم آبادى
صمقدمه ٧٠