مثال و حكايات زيادى در اين امر موجود است كه اگر بخواهيم به ذكر آنها بپردازيم مطلب بدرازا كشد .
به همين نحو رازدارى در برابر تشكيلات اجتماعى و وزارتخانهها و ادارات و شركتهاى بيمه و مخصوصا بيمه اتفاقات و بيمه عمر و وزارت دادگسترى و امثال آنها بسيار مهم و معتبر است ، منتهى در مورد بعضى از مراجع بالا بمانند دادگسترى و محكمه و هيات قضاه بنحو خاصى كه قانون معين نموده است .
يكى از اين موارد بيان سر يا اسرارى در برابر مراجع قضائى به صورت شهادت مىباشد .
ج - شهادت در حرفه طبابت
تا به حال آنچه گفته شد در مورد رازپوشى و نگاهدارى سر بيماران بود كه در همه احوال طبيب و پرستار بايد بهترين رازدار و سرپوش بيماران باشند .
اينكه در اين مبحث در مورد شهادت چند كلمه مىنگاريم :
همه مىدانيم كه كتمان شهادت صحيح نيست ، ولى از طرفى اگر طبيب بهمانند هر فرد ديگرى از شهادت سرپيچى كند ممكن است ضررها و زيانهائى براى افراد و جامعه در بر داشته باشد .
چنان كه شهادت در برابر محاكم وضع خاصى پيدا مىكند ، به اين ترتيب كه طبق سوگندنامه طبيب بايد سر بيماران را محفوظ دارد و از طرفى در برابر دادگاه قسم مىخورد كه هرچه بداند بگويد بنابراين چه بايد كرد ؟
براى حل اين مسئله مهم بعضى گويند بايد رازپوشى و سكوت را نسبى كرد ولى