مىگردد درباره سموم و در جنديشاپور جزو كتابهاى كلاسيك آن مكتب بوده است .
كتاب سموم در پنج قسمت يا پنج مقاله مىباشد . اين كتاب چنان كه گفته شد توسط كنكه با كمك ابو حاتم بلخى به پهلوى جهت يحيى برمكى ترجمه و سپس توسط عباس بن سعيد الجوهرى در زمان مأمون به عربى برگردانده شده و شامل موضوعات داروشناسى و سمشناسى است .
در سال 1934 ميلادى در برلن كتابى تحت عنوان " كتاب الشاناق فى السموم و الترياق " با ترجمه آلمانى چاپ شده است ، كه در دو قسمت مىباشد . قسمت اول آن همان كتاب شاناق ( كتاب السموم ) و قسمت دوم آن اضافاتى از مآخذ يونانى در باب سموم و ترياقها مىباشد .
كنگه را ترجمه ديگرى از كتاب جراح بزرگ هندى به نام سسترد ( سوچروته
( Susruta )
است كه آن را نيز براى خالد برمكى ترجمه كرده و در بيمارستان از آن استفاده به عمل مىآمده ، اين كتاب كناشى در طب بوده است .
ترجمههائى چند در دوران خسرو انوشيروان ، از مؤلفين يونانى و هندى مخصوصا افلاطون و ارسطو و داستان بيدهاى هندى است ( مقصود كتاب كليله و دمنه است كه شرح آن ضمن فصل برزويه طبيب آمد ) ( اقتباس از منابع مختلف و تاريخ علوم عقلى ) .
د - فتح جنديشاپور به دست اعراب - نكته ديگرى كه دانستن آن بسيار لازم و ضرورى است ، آنكه گرچه اعراب پس از فتح ايران و خرابيهاى زيادى كه به عمل آوردند ، اما جنديشاپور از آفت خرابى محفوظ و از بركت اين مركز بزرگ علمى قسمتهائى از جنوب كشور از ويرانيها و خرابيها مصون ماند .
اينك شرحى كه از كتاب تاريخ ايران بعد از اسلام ترجمه مرحوم عباس خليلى