تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
كمين و عجز و پيرى و ضعف اگر بدان منزلت بتواند رسيد خود بر همه راجح و با اين‌همه رنج قصد خصمان و بدسكالى دشمنان بر اثر آنها خودگير كه اين معانى هيچ نيستى و با او شرايط و عهود رفتستى كه به سلامت بخواهد زيست ، فكرت آن ساعت كه ميعاد اجل فراز آيد و فرزندان و اهل و نزديكان را بدرود بايد كرد و شربت‌هاى تلخ كه آن روز تجرع افتد واجب كند كه محبت دنيا را بر دلها سرد كند و هيچ خردمند تضييع عمر در طلب آن جائز نشمرد چه بزرگ غبنى ( زيان و خسارت در خريد و فروش ) و عظيم عيبى باشد ، باقى را به فانى و دائم را به زائل فروختى و جان پاك را فداى تن نجس داشتن ، خاصه در اين روزگار تيره كه خيرات بر اطلاق روى به تراجع نهاده است و همت مردمان از تقديم حسنات قاصر گشته با آنچه ملك عادل انوشيروان بن قباد را . . " . بايد دانست نظريه اخلاطى آنچه از بقراط به يادگار مانده است ، عينا به كشورهاى مجاور و ملل و اقوام انتقال يافته است و اين نظر هنوز هم در ميان بسيارى از اقوام و ملل و طب آنان حكمفرما مىباشد . معروف است درباره نظريه اخلاطى غير از بقراط يكى از فلاسفه يونانى به نام
Empedocle
( متولد در
Agri - gent
در سيسيل ، صقليه ) به نظر بالا معتقد بوده و آن را بر روى چهار عنصر كه خاك و هوا و آتش و آب باشد استوار داشته ، مخصوصا نظريه قواى جاذبه متضاد را كه به عبارة اخرى ميل تركيبى است . وى از مطالعه بيماريها و داروها غفلت نداشته است ( صفحه دهم كتاب داروشناسى جالينوسى تأليف آقايان
Anre Goris
و
Allert
و
Andre Liot
و
M . M . Janot
چاپ سوم سال 1949 ميلادى ) . به‌هرحال نظريه خلطى به نظر مىرسد كه يا عينا از يونان به كشورهاى ديگر انتقال يافته و يا آنكه در ايران و هند و چين و مصر وجود داشته و پس از
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 377 | محمود نجم آبادى