قرار گرفت و طبق معاهده و قرارداد مقرر شد ، عدهاى از دانشمندان از نصيبين به ادس انتقال يابند و به اين جهت مكتب ادس رونق بسزائى يافت در اين مكتب استادانى كه به زبان يونانى آشنائى كامل داشتند ، نسخ خطى فلسفى و الهى و طبى را كه در دسترس و عموما طب بقراطى ( يونانى ) بود تدريس نموده و بر اثر شوق مذهبى طب بابلى و مشركين را از مكتب ادس خارج نمودند و چنين به نظر مىرسد كه تا سده چهارم ميلادى دانشگاه ادس سنت طب يونانى را بىكموكاست و بدون تغيير در دنيا ادامه داده است .
از طرفى پس از تشكيل مكتب رها نسطوريوس
( Nestorius )
كه رئيس مذهبى ارتدكس قسطنطنيه ( بطريرك
( Partriarche
بود ، به واسطه انحراف از تثليث از جرگه مسيحيت ( به عقيده اوليها ) خارج شد . مردم رها در اعتقادات نسطوريان
( Nestoriens )
يا بهتر بيان داريم پيروان نسطوريوس معتقدان آنها ناميده شدند . بدين جهت در دانشگاه رها فرقه جديدى پيدا شد كه علماء آنها از نشر مسحيت ، ( به عقيده پاپ و پيروان آنها ) از عالم مسيحيت خارج شدند يا آنكه پاپ آنها را اخراج كرد .
بعدها به امر امپراطور روم زنو
( Zeno )
درهاى دانشگاه رها بسته شد . اين امر يعنى بسته شدن درهاى دانشگاه رها ستاره آسمان فرهنگ اين شهر را افول داد ، لذا الهيون نسطورى به نصيبين برگشته و علماى طب اين دسته قسمت اعظمشان به جنديشاپور رفتند . شرح اين مطلب را در فصل مربوط به جنديشاپور را مجددا خواهيم ديد .
اين بود خلاصهاى از دو مركز مهم علوم الهى و علمى رها و نصيبين ، اكنون به شرح كامل مراكز علمى و طبى در ايران قبل از بغداد و در دنيا و دولت ساسانيان