تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
ديگر آنكه در سال 362 ميلادى اسقف شهر فنك
( Phenek )
به نام هليودر
( Heliodore )
با مردم شهر كه تعداد آنها به نه هزار نفر بالغ مىشد ، شورش كرده بودند ، به خوزستان تبعيد شدند . در دوران يزدگرد اول ( 1 - 420 - 399 ) مذكور رفت كه صلح ميان ايران و روم برقرار شد ، چنان كه هيئتى از طرف روم شرقى تحت رياست ماروثا
( Marutha )
كه اسقف مايفرقط ( ميفرقط يا ميافرقين
( Martyropolis
بود به دربار ايران آمدند ، مقرر گرديد كليساهاى خراب شده بنا گردد و زندانيان عيسوى آزاد گردند ، اسقف سلوكيه ( طيسفون ) كه جاثليق ( خليفه اعظم ) عيسويان ايران بود ، در اين شهر مقر داشته باشد و پنج نماينده يا نائب ( مطران ) در شهرهاى ايران در بيت لاپاط
Beit Lapat
( جنديشاپور ) در خوستان 2 - در نصيبين 3 - در اربل 4 - در بيت سلوخ ( كركوك ) 5 - در پرات ميشان واقع در مسن برقرار گردد و نتيجه آن شد كه عيسويان آزادانه به اعمال مذهبى خود اشتغال ورزند . اين آرامش موقتى بود ، زمانى عيسويان بر اثر تشويق امپراطوران روم شرقى ، زمانى به تحريك روحانيون خود ، وقتى برحسب نظر و توقع پادشاهان ساسانى ، كشمكش‌هائى پديد مىگرديد ، كه گاهى ايرانيان و زمانى روميان فاتح مىشدند ( يا راضى مىشدند ) ، كه نتيجة غلبه ايرانيان بر عيسويان توليد زحمت براى دسته مغلوب و آتش زدن كليسا و آزار و اذيت ( حتى قتل عام ) و امثال آنها بود . از طرفى اگر روميان بر ايرانيان غلبه مىيافتند ، نيز به همين نحو صدمه و آزار زياد به ايرانيان مىرساندند ( به‌مانند نتايجى كه از شكست‌ها براى ايران باقى ماند مثل دوران خسروپرويز ) .