( شكل 150 ) جام نقره شاپور اول ( كتاب شاهكارهاى هنر ايران پرفسور آرثر آبهام پوپ )
بانطاكيه در خبر شد ز شاه * كه با پيل و لشگر برآمد ز راه
سپاهى بدان شهر بد بيكران * دليران رومى و كند آوران
سه روز اندران شاه را شد درنگ * بدان تا نباشد به بيداد جنگ
گشاده شد آن مرز آباد بوم * سوارى نديدند جنگى ز روم
اسيران و آن گنج قيصر ز راه * بسوى مداين فرستاد شاه
ز بس باغ و ميدان و آب روان * همى تازه شد پير گشته جوان
چنين گفت با موبدان شهريار * كه " انطاكيه است اين اگر نوبهار
" كسى كو نديدست خرم بهشت * ز مشك اندر و خاك و ز زر خشت "