تحمل و خسارت همه چيز براى آدمى قابل گذشت و فراموششدنى است جز بيمارى و مرگ جگرگوشه ، پاشيده شدن خاندانها و پراكندگى آنها بر اثر مرگ پدر و مادر و امثال اين امور كه جبرانپذير نيست ،
چه موضوعى در برابر چنين فقدانها ممكن است تكافو با رنج و درد باطنى و ريش درونى آدمى بنمايد ؟
پدرى جگرگوشه خود را بيمار مىبيند دنيا در نظرش تاريك است مادرى كه فرزند دلبندش را در بستر مرگ مشاهده مىكند همه چيز و حتى خودش را فراموش مىكند ، حاضر است به جاى فرزند بميرد و بار ديگر نفسى از طفل خود ببيند ،
فرزندانى كه پدر و مادر يعنى رئيس خانواده خود را از دست مىدهند در جهنمى هستند كه طاقتفرساست ،
پس اى دانشجويان اگر خداى نكرده در كارمان كمفروشى ، كمپذيرائى ، دروغ ، ترشوئى و امثال آنها را مرتكب شويم بزرگترين گناه را مرتكب شدهايم و اصولا ارتكاب اين صفات از قبل طبيب و پرستار گناه نابخشودنى است " .
اينجاست كه بدبختانه بايد گفت :
" اى پرستار و اى طبيب بدان تا وقتى داغى از فقدان جگرگوشه و فرزندى بر دل پدر مادر و يا رنجى بر قلب يا بارى بر پشت بيمار است و شماها انجام وظيفه ننمودهايد نفرين بر شماست ، كه تا ماند آن بر تو نفرين بود " .
بارى سخن را كوتاه كنم و فقط به يك مطلب كه در چند سطر قبل گفتم مىپردازم :
" آنچه خداوند نيرو به طبيب و پرستار داده است و آنچه در خلقت براى آنان به وديعه گذارده است براى بيمار است و بس " .
شكر خدا كه اين خدمت بايد به دست ما انجام گيرد و همه خود را براى آن
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 29
مساهمون: محمود نجم آبادى
صمقدمه ٢٩