بودند ، زيرا زندگانى صحراگردى مانع از داشتن زنهاى متعدد است . شاهان اشكانى زن عقدى خود را از شاهزاده خانمها يا لااقل زنان پارتى انتخاب مىكردند . زن قبل از فوت شوهرش نمىتوانسته است شوهر ديگر اختيار كند ، يعنى طلاق جائز نبود ، و ليكن زن محترمه ، در صورت عدم رضايت از شوهر خود ، به آسانى طلاق مىگرفته ، مرد فقط در چهار مورد مىتوانسته زن خود را طلاق دهد .
1 - وقتى كه زن عقيمه بود ،
2 - به جادوگرى مىپرداخت ،
3 - اخلاقش فاسد بود ،
4 - يا قاعده را از شوهر پنهان مىكرد .
" بعضى از مورخين خارجه ازدواج شاهان اشكانى را با اقوام و خويشان نزديك با نهايت نفرت ذكر مىكنند .
" كليه شاهزاده خانمها را شاهان پارتى خواهر مىخوانند ، زيرا از يك دودمان و خانواده بودند و دخترعمو و نوه عمو ، و غيرهها نيز در تحت اين عنوان درمىآمدند ، ولى چون در تاريخنويسى بايد حقيقت را جستجو كرد و نوشت ، حاق مسئله اين است ، كه ازدواج با اقربا خيلى نزديك در ايران قديم موسوم به " خوتك دس " پسنده بود .
ب ) مجازاتها -
از مجازاتهاى اين دوره اطلاعاتى در دست نيست ، همينقدر معلوم است ، كه مجازات خيانت زن به شوهر خيلى سخت بوده و مرد حق كشتن زن را داشته و ديگر اينكه اگر كسى مرتكب عمل شنيعى بر ضد طبيعت مىشد ، بايستى خودكشى كند و در اين باب پارتيها باندازهاى سخت بودند ، كه هيچ استثنائى روا نمىداشتند " .