كمكم معتقد گرديدند ، غير از اينها خون نيز سهمى مهم در انتشار بيمارى در سراسر بدن دارد ، چنان كه در دوران ساسانيان مؤمنين مؤظف بودند طهارت و قوه حياتى خون كه بدن را بمانند زيورى آرايش مىداده حفظ نمايند .
به نظر مىرسد ، عفونت از راه فعل و انفعالات شيميائى يكى ديگر از علل امراض طبيعى تشخيص داده شده است .
ب ) تندرستى - در فرس و سانسكريت دروو
Duruva
و
Dhruva
به معناى استوار و پايدار آمده و در گزارش پهلوى اوستا به درست
Durust
ترجمه گرديده است .
آنگاه در اوستا دروتات
Drvatat
يعنى درستى آمده است و چنين به نظر مىرسد كه بايد كلمه درستى مركب از دروا
Drva
و ستى باشد كه به معنى بود ، وجود ، يا هستى و آفريده است ( از مرحوم پورداود ) .
درباره درمان و تندرستى و خوشى سرزمين چنين آمده است :
" در يسنا 68 فقرهء 15 " رامش خواستارم از براى اين سرزمين از چراگاه خوب برخوردار تندرستى ( و ) درمان خواستارم ، از براى شما مردان پارساى پاك هرآنچه اندر ميان زمين و آسمان نيك ( و ) نغز است ، خواستارم ، ( از براى شما ) : هزار درمان ، ده هزار درمان " .
اميدواريم مجددا درباره علل بيمارى در فصل مربوط به نامهاى بيمارى حق مطلب را بهتر ادا نمائيم .
8 - بهداشت ( حفظ الصحه ) -
در آئين زرتشت آمده است ، كه وقتى شخصى چهار صفت خدائى راستى و درستى ( اشا و هيشتا ) و منش پاك ( وهومن ) و اقتدار و قوه