اما كلمه ترتيا كه هنديان از آن ياد مىنمايند و در اوستا به نام تريته آمده ، به نظر مىرسد همان فريدون است .
مقصود آن است كه ايران باستان همانند جميع ملل و كشورها يك پدر يا ربالنوع طب يا بهتر بگوئيم ، نماينده درمانبخش و بهبود داشتند و همانطور كه اسقلبيوس در يونان و ايمهوتپ در مصر بوده در ايران نام فريدون مىباشد .
غير از تريته نام دو تن در تاريخ پزشكى ايران باستان ( دوران اول آريائيها ) پس از تريته ديده مىشود يكى " يما "
" Yema "
و ديگرى " تراتااونا
Thraetaona
سابق الذكر . اولى توانسته است كه بيماران مبتلى به امراض پوستى و استخوانى و دندانى را از افراد سالم مجزى دارد و دومى چنان كه گفته شده ستارهشناس و سازنده هوم و ترياق نيز مىباشد ( از يادداشتهاى مرحوم پورداود و رساله آقاى دكتر سهراب خدابخشى ) .
در اينجا يك خبر از شاهنامه را درج مىنمائيم و آن مىرساند كه پيدايش دانش و هنر پزشكى را از جمشيد دانسته و او را چنان كه در ذيل خدماتش در اوستا آمده است ، ضمن كارهاى بزرگ جمشيد فرموده است :
دگر بويهاى خوش آورد باز * كه دارند مردم به بويش نياز
چو بان و چو كافور و چون مشك ناب * چو عود و چو عنبر چو روشن گلاب
پزشكى و درمان هر دردمند * ره تندرستى و راه گزند
همان رازها كرد نيز آشكار * جهان را نيامد چو او خواستار
7 - بيمارى و تندرستى -
حال كه قسمتهائى چند در صحائف بالا مذكور افتاد ، به موضوع بسيار مهم در طب آريائى و زرتشت و اوستا مىپردازيم و دنباله آن را تا ظهور اسلام از نظر خوانندگان گرامى مىگذرانيم :