به واژه تركيبى روان برمىخوريم كه " گئوش اوروان " است و به روح آفرينش و روح مادر زمين يا روح عالم هستى معنى شده است . اين واژه مركب سه دفعه در گاتها ذكر شده است :
" اولين بار در فصل 29 يسنا بند 1 چنين آمده است : " روان آفرينش به درگاه پروردگار از پريشانى و بيچارگى و رنج و عذاب مردم شكايت كرده و استدعاى نجات دهندهاى را مىنمايد ، در پاسخ اهورامزدا روح زرتشت را به روان آفرينش نشان داده و مىفرمايد :
" رهبر روحانى كه بتواند دردهاى بشر را تسكين بخشد و جهان را از هرجومرج و بىنظمى نجات دهد زرتشت است " .
" در فصل 28 يسنا بند 4 مىخوانيم " وقتى كه روح با وهومن " انديشه نيك " هماهنگى داشته باشد به بهشت خواهد رفت " .
" در يسناى 46 بند 11 " روح و وجدان شخص بزهكار هنگام نزديك شدن به پل چنيوت ( صبح روز چهارم پس از مرگ ) در بيم و هراس بوده ، و زمانى دراز در سراى دروغ ( يا جهنم ) بسر خواهد برد " . در يسنا و اوستا آنچه درباره روح بحث شده مىتوان چنين خلاصه كرد :
" اولا - روح بايد با وهومن يا انديشه پاك و ضمير روشن هماهنگى كامل و ارتباط خيلى نزديك داشته باشد ، زيرا تنها به كمك وهومن روح مىتواند از وسوسههاى شيطانى بر كنار مانده و راه راست را بهتر تشخيص دهد ،
" ثانيا - درك تكامل و جاودانى كه آرزوى نهائى هر فردى است تنها به وسيله وهومن ميسر است ،
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: محمود نجم آبادى
ص١٠٧