تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
پذيرندهء هوش و راى و خرد * مر او را دد و دام فرمان برد ز راه خرد بنگرى اندكى * كه معنى مردم چه باشد يكى ترا از دو گيتى برآورده‌اند * به چندين ميانجى بپرورده‌اند
درباره خدمات جمشيد فردوسى فرمايد :
كمر بست با فر شاهنشهى * جهان سربسر گشته او را رهى زمانه برآسود از داورى * بفرمان او ديو و مرغ و پرى جهان را فزوده به دو آبروى * فروزان شده تخت شاهى بدوى منم گفت " با فره ايزدى * كه هم شهريارى و هم موبدى " بدان راز بد دست كوته كنم * روان را سوى روشنى ره كنم " چو گرمابه و كاخ‌هاى بلند * چو ايران كه باشد پناه از گزند ز خارا گهر جست يك روزگار * همىكرد زو روشنى خواستار پزشكى و درمان هر دردمند * در تندرستى و راه گزند گذر كرد از آن پس بكشتى در آب * ز كشور بكشور برآمد شتاب
ذكر مطالب بالا بيشتر از آن جهت بود كه مبانى عقيده‌هاى ايرانيان باستان و خدماتشان از نظر طب و بهداشت مختصرى روشن گردد . بديهى است در ايران باستان به‌مانند جميع اقوام افسانه‌ها و حكايات زيادى آمده است ، اما چون در طى اين كتاب احتياج به دانستن موضوعات طبى ايران باستان خواهيم داشت بيان مطالب بالا خالى از فائده نبود .

3 - امشاسپندان و مقام آنها در حفظ صحت -

بايد دانست كه در آئين زرتشتى ، پس از خداى عز و جل يعنى ذات واجب الوجود كه اهورامزدا نام دارد ساير مقامات بزرگ