مطلبى را كه نبايد از خاطر محو نمود ، آنكه بيماران بهبوديافته ( يا بهبود نسبى يافته ) در معابد بيشتر تحت تلقين كاهنان و متصديان معابد قرار مىگرفتند و بعلاوه اين امكنه براى تقرب روحى و تلقين به نفس نيز محل بسيار مناسبى بودند و همين امر باعث گرديد كه معابد يونانى به صورت درمانگاه درآيد .
چنين به نظر مىرسد اولين دفعه در جنوب يونان در اپىدر
( Epidauros )
كه پرستشگاه اسقلبيوس بوده ، روش بالا توأم با عبادت بوده و ارتباط بيماران با كاهنان برقرار شده و بيشتر اين درمانها جنبه روانى داشته است ، كمكم نظير معبد و پرستشگاه اپىدروس در بسيارى از نقاط ديگر يونان پيدا شد كه نام تمام آنها را
( Asklepion )
گذاردند .
از اين اسكلپيونها در سرزمين يونان بسيار وجود داشته كه نام آن مترادف با درمانگاه مىباشد .
موضوع اميد به بهبود و دفع شر از قديم براى بشر امرى طبيعى بوده و به همين جهت مار كه در اشكال يونانى اغلب با اسقلبيوس همراه مىباشد ، مبنى بر همين اصل بوده است بدين شرح كه :
مار در مذهب يونانيان قديم فرزند زمين بوده است .
در آئين مردم كرت ، ( جزيره جنوب يونان ) مار علامت و نشانه ربة النوع زمينلرزه بوده است .
يونانيان قديم مار را پهلوى ربة النوع آتنا
( Athena )
به عنوان نشانه عقل و نماينده اسقلبيوس ( شكل 64 ) زندگى كوتاه كار طولانى - تجربه مشكل ( نقش بر روى عصاى اسقلبيوس ) ( از كتاب تاريخ طب اتول .
بتمان ) .