ابراز كردن بعضى مطالب
آنها دائما كبوداند مخفى نماند قدماء اطباء اشيائى را كه داخل حال عادى بدن انسانى است چون احتياجى بذكر آنها نداشته و يا از ضروريّات و لوازمات آن بدن شمرده شدهاند لذا عنان توجّه به طرف آنان مصروف نداشته و بذكر آنها نپرداختهاند زيرا آشكارا و مبرهن است وقتى كسى پير شد و ضعيف و نحيف و لاغر گرديد تمام احشاء داخلى آن نيز ضعيف و لاغر و كوچك خواهد شد و اين از ضروريّات و لوازمات همان پيرى است و داخل بديهيات شمرده شده « 2 » و اما متجددين و مشرّحين اطبّاء جديده نظر به آفات تشريحيّة و تشريح كردن پيران رية آنها را لاغر و كوچك يافتهاند پس آن را هم داخل امراض رية شمرده و بصغر رية نام گذاشتهاند و بانفيزم پيرى تسميه كردهاند و اين تطويلى است بلاطائل و بسيار مناسب بود مىفرمودند علاج اين مرض هم جوان شدن است و غافلند از اينكه در قرآن كريم مسلمانان است و من نعمّره ننكّسه فى الخلق افلا يعقلون يعنى و كسى كه عمر مىدهيم ؟ ؟ ؟ مىكنيم ما او را در حلق آيا پس عاقل نمىشويد و چون معانى آيات قرآن بطور عموم است مىتوان گفت كه لفظ ا فلا يعقلون و از اين به بعد شروع مىكنيم بذكر امراض عارضه بر قلب به يارى خداوند تبارك و تعالى
در امراض قلب است
هامش
( 2 ) پس اسمى از اينها كه صغر ريه باشد نبردهاند از اين جهة