مسئله بيشتر معلوم خواهد شد ، زيرا بايد وضع مزاجى هر بيمار را از نظر شدت يا كندى سوختوساز بدن تعيين كرد و آنگاه عكسالعمل مواد غذايى در بدن يكى از بزرگترين مدارك تشخيص در دست پزشكان خواهد بود .
براى درك اهميت اين مطلب ، فرض مىكنيم شخصى متابوليسم پايهاش اندكى بالاتر از حدّ طبيعى است ؛ براى چنين شخصى اين رژيم غذايى را دستور مىدهيم :
آش زرشك يا آش آبغوره ، به عنوان سوپ قبل از غذا ، سپس كباب ماهى تازه و خوراكى از سفيدهء تخممرغ ، اسفناج پخته ، كدوى پخته يا ريواس پخته . به عنوان دسر هم ميوهجاتى مانند هلو ، آلو و نظاير آنها .
اين مواد غذايى به اصطلاح قدما سرد هستند و مسلّما متابوليسم پايه را پايين مىآوردند ، بهطورىكه ممكن است در شخصى كه هيپرتيروئيدى دارد ، باعث شود كه متابوليسم پايهاش از حد متوسط نيز كمى پايينتر آيد و اگر پزشك از خواص اين مواد غذايى بىاطلاع باشد ، حكم خواهد كرد كه متابوليسم اين شخص كمتر از حدّ طبيعى است ، درحالىكه چنين نيست و پزشكان قديم در موقعيتى نظير اين مورد اشتباه نمىكردند و به سرد بودن مزاج چنين شخصى حكم نمىدادند ، زيرا براى تشخيص گرمى و سردى مزاج در اشخاص ، رعايت تأثير نوع غذاها ، كه اولين شرط از شرايط اندازهگيرى متابوليسم پايه است ، كاملا مورد توجه آنان بوده است .
قبلا گفتيم كه پزشكان قديم از راه حس لامسه و دريافت گرمى و سردى در بدن اشخاص ، گرمى و سردى مزاج را در آنها تشخيص مىدادند بهشرط اينكه گرمى و سردى به سبب عوامل عارضى خارجى ايجاد نشده باشد ؛ براى تأييد مطلب به كتاب خلاصة الحكمه مراجعه مىكنيم ، در صفحه 194 اين كتاب چنين آمده است :
چون لمس نمايد و منفعل گردد لامس از ملموس ، به سخونت و گرمى در بلدان معتدله الهوا ، دلالت مىنمايد بر حرارت مزاج ملموس و اگر منفعل گردد از آن به برودت ، دلالت مىكند بر برودت مزاج او ، بدون اينكه به سبب امر خارجى عارضى آن را سخونت و برودت عارض شده باشد .
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٦٥