در حين انقباض ، با ميوگراف ثبت كرده و آثار الكتريكى را ، كه با انقباض عضلات همراه است ، بهطور دقيق ضبط كردند . بهاينترتيب ، پس از چند قرن ، موفق به حل اين مسئلهء غامض شدند و معلوم كردند كه عضلات مياندندهاى خارجى شهيقى و عضلات مياندندهاى داخلى زفيرى هستند .
اكنون اگر به كتب هزار سال قبل ايران مراجعه كنيم با كمال تعجب مشاهده خواهيم كرد كه دانشمندان ما در آن زمان به حل اين مسئله توفيق يافته بودند و همان مطلبى را كه امروزه كشف شده است ، آنها آن زمان گفتهاند . البته اين مطلب بسيار عجيب است ولى عجيبتر از آن ، در مورد همين عضلات مياندندهاى ، موضوعى است كه در قرن بيستم كشف شد و اكنون عرض مىكنم . تستو « 1 » كالبدشناس معروف فرانسوى در قرن بيستم ، در كتاب مفصل تشريح خود مىنويسد :
تاكنون دانشمندان علم تشريح و خود من در بين هر دو دنده ، دو عضله قايل بوديم : يك عضلهء مياندندهاى خارجى ديگرى عضلهء مياندندهاى داخلى و چنانكه مىدانيم اين عضلات اليافشان مخالف يكديگر بوده و عملشان نيز مخالف يكديگر است ، يعنى خارجىها شهيقى و داخلىها زفيرى مىباشند ؛ ولى امروزه بر اثر دقت زياد كه در تشريح و مقطع آثار از لحاظ بافتشناسى در جنين نمودهاند ، ثابت شده است كه هر يك از عضلات مياندندهاى چه خارجى و چه داخلى داراى دو قسمت است : يك قسمت كه در عقب و مجاور ستون فقرات قرار گرفته و يك قسمت در جلو كه مجاور عظم قص « 2 » [ ( استخوان جناغ ) ] قرار گرفته است ؛ امتداد اينها و درنتيجه عمل اينها با هم فرق دارد و با مطالعاتى كه اخيرا صورت گرفته معلوم شده است در عضلات مياندندهاى خارجى در قسمت عقب ، شهيقى و در قسمت جلو ، زفيرى بوده و عضلات مياندندهاى داخلى در قسمت عقب زفيرى و در قسمت جلو شهيقى مىباشند .
3 - 2 - تشريح عضلات مياندندهاى در كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى
حضار محترم ، آيا عجيب و حيرتآور نيست كه هزار سال قبل دانشمندان بدون توسل به آلات و ادوات مكانيكى و الكتريكى و بدون اينكه مقطعى از بافتهاى جنين را بردارند ،
هامش
( 1 ) .Testut( 2 ) .Sternume