الورم الحار اما ان يتحلل فيبطل اعراضه و اما ان يجمع فيكون معه علامات الدبيله و سنذكرها و اما ان يصلب فينتقل ايضا الى علامات الورم الصلب و تبطل علامات الحار .
يعنى ، ورم حاد كبد يا به تحليل رفته و اعراض آن زايل مىگردد و يا چرك كرده و علامات دمل در آن ظاهر مىشود و يا تصلب پيدا كرده و علامات ورم صلب كبد بروز مىكند و علايم ورم حاد زايل مىشود .
محمد زكرياى رازى نيز ، در كتاب حاوى كبير ( ص 72 ) - كه اخيرا در هند به چاپ رسيده است - دراينباره چنين مىنويسد :
و ان انتقل الورم الحار الى الصلب نقصت الاوجاع و بطلت الحمى و ان طال زمانه تبع ذلك الاستسقا لا محاله .
يعنى ، اگر ورم حاد كبد تبديل به ورم صلب شود ، تب قطع شده و درد كم مىگردد و اگر بيمارى به طول انجامد منتهى به استسقا خواهد شد .
ملاحظه فرماييد چگونه مطالب كاملا با يكديگر تطبيق مىكند مخصوصا عبارت : « اما ان يتحلل » با
« S , est terminee par resolution »
و « ان طال زمانه » با
« Si elle se prolong »
و . . . .
در مورد پيدايش دملهاى كبدى ، در كتابهاى امروزى همان سه علامت هپاتيت يعنى ورم كبد ، درد و تب را ذكر مىكنند ، ولى مىنويسند همهء اينها شدت مىيابد . در كتاب قانون نيز عينا همينطور است ؛ مثلا ، در كتاب پاتولوژى اكسترن تأليف فورگ « 1 » ( جلد 2 ، ص 698 ) مىنويسد :
« La fievre s , aggrave »
و در قانون مىنويسد : « اشتدت الحمى » و معنى هر دو اين است كه « تب شدت مىيابد » و نيز در برابر عبارت
« frissons repetes »
كه در كتابهاى امروزى هست ، در كتاب قانون مىنويسد : « حدثت قشعريرات مختلفه » و منى هر دو « لرزهاى مكرر » است . در كتابهاى امروز رنگ چرك دملهاى كبد را مايل به قرمز و شبيه به شكلات مىنويسند و تعبير
« lie de vin »
ذكر مىكنند ؛ يعنى به رنگ درد شراب ( رسوب شراب ) . اين كلمه در اصل ، متعلق به قانون ابن سينا است زيرا در مورد رنگ چرك مىنويسد « كالدردى » يعنى « شبيه به درد شراب » .
هامش
( 1 ) .Forgue