بين المللى و سمپوزيومها ، بهطور جدّى ، تعقيب مىشود بلكه گروهى از پزشكان معروف اروپا ، كمكم از طب كلاسيك فعلى كه به نام طب آلوپاتيك معروف است ، بيزار شده و به مكتبهاى پزشكى ديگر از قبيل مكتب طب طبيعى ، همئوپاتى و غيره گراييدهاند و در اينباره ، مقالات مفصلى در مطبوعات علمى و غير علمى نوشته يا كتابهايى به چاپ رساندهاند كه يكى از نمونههاى آن مقالهاى است به قلم موزر « 1 » ، پزشك معروف انگليسى ، با عنوان « بيمارىهاى حاصل از پيشرفتهاى پزشكى » « 2 » و ديگرى رسالهاى است به قلم ديويد بار با عنوان « خطرات تشخيص و درمانهاى جديد و بهايى كه ما براى آنها مىپردازيم » « 3 » .
اگر اين مقالات و رسالات يكى ، دو تا بود ، مهم نبود ولى باور مىفرماييد كه از صدها مقاله و رساله هم بيشتر است . تا آنجا كه اگر همه آنها را يك جا جمع كنيم ، چندين كتاب قطور را به وجود خواهد آورد و ما ، براى نمونه ، فقط به ذكر فهرستى از نام بعضى از استادان دانشگاههاى آمريكا و جملههاى كوتاهى كه در اينباره گفتهاند ، اكتفا مىكنيم .
* پروفسور الكساندر ، استاد دانشگاه نيويورك ، مىنويسد : افرادى كه از دانشگاه پزشكى فارغ التحصيل مىشوند بااينكه از طرق مختلط درمان باخبر هستند پس از سى ساعت طبابت ، درمىيابند كه از هر دارويى كه بيمار مىخورد بيست نوع بيمارى توليد مىشود .
* پروفسور باكر ، استاد دانشگاه نيويورك ، عقيده دارد : داروها بيش از خود بيمارىها موجبات مرگ افراد را فراهم كردهاند .
* پروفسور جوزف اسميت ، استاد دانشگاه نيويورك ، مىگويد : تمام داروهايى كه وارد خون مىشود مسمومكننده است ، همانطور كه
هامش
( 1 ) .Moser , RH( 2 ) .Diseases of Medical Progress( 3 ) .Hazards of modern diagnosis and therapy - the price we pay