ايكس ) است . با اين حال آزمايشها به وسيلهء رونتگن نيز غالبا مواجه با عدم موفقيت مىشود و امتحانكننده را مأيوس مىكند .
دكتر لئوريگلر ، همچنين در جلسهء ديگرى راجع به تشخيص به موقع سرطان ريه شرحى بيان كرده است كه قسمتى از آن را عينا نقل مىكنيم :
تا سى سال پيش ، سرطان ريه چندان قابل توجه نبود اما امروزه آن را يكى از بيمارىهايى مىدانند كه غالبا پس از 40 سالگى سبب مرگ مىشود و بهطور تقريب ، حساب كردهاند كه ده درصد كليهء سرطانها از انشعابات ريه شروع مىشود .
در سال 1912 تنها مجموعه بين المللى كه داراى 274 مورد سرطان ريه بود در دسترس ادلر قرار داشت ولى امروزه هزاران نمونه از همان موارد گزارش مىشود ، بهطورى كه ، در ماه مارس سال پيش ، 624 مورد سرطان ريه كه در جريان سالهاى 1944 - 1948 ديده شده گزارش گرديده است ، اورهولت پيشبينى مىكند كه پزشكانى كه بر اين بيمارى به مطالعه و تحقيق و تمرين اشتغال دارند ، شايد بتوانند 3500 مورد ديگر از اين بيمارى را به اين ارقام بيفزايند و بر طبق گزارش جديدى كه انتشار يافته است ، تلفات بيمارى سرطان ريه در سال 1947 ، در انگلستان و ويلز ، 15 برابر سال 1922 بوده است .
بنابراين ، اين سؤال خودبهخود به ذهن مىآيد كه دلايل افزايش روزافزون اين بيمارى و حتى وجود آن به چه عواملى مربوط است . برخى از كارشناسان معتقدند كه افزايش نسبى توأم با پير شدن افراد جامعه مىتواند مؤثر باشد ، البته اين درست است كه غالب اين اشخاص به سنى رسيدهاند كه استعداد بيشترى به ابتلاء سرطانهاى احشايى دارند ولى با دلايل ديگر مىتوان ثابت كرد كه افزايش تعداد موارد اين بيمارى در مردان رو به افزايش است و از هشتمين مرحله به مرحلهء اول يا دوم شيوع رسيده است . جاى تأسف است كه در قرن اخير ، پزشكان بزرگ نتوانستهاند تومورهاى سرطانى را بشناسند و همچنين نبايد قبول كنيم
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٤٠