تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨

به دنبال نشانه بايد بود . . .

موزهء ملى تاريخ طب مرا به گروه تحقيقات طب سنتى ايران در مركز پژوهش‌هاى دانشجويى دانشگاه علوم پزشكى تهران هدايت كرد و از آنجا با آقاى دكتر محسن ناصرى آشنا شدم .

اولين ملاقات . . .

شهريور 1384 ، مركز تحقيقات دانشگاه شاهد . گفت‌وگوى ما كمتر از پانزده دقيقه به طول انجاميد . براى معلم واقعى پانزده دقيقه براى شناختن ، زمان كمى نيست .

ماهى ، دريا را يافت . . .

آقاى دكتر ناصرى به من پيشنهاد دادند آثار مرحوم دكتر جلال مصطفوى كاشانى را براى چاپ و نشر ، گردآورى و سازماندهى و آماده‌سازى كنم . در يك لحظه متحير ماندم ، اين همه اتفاق ! دست هدايت‌گر چه زيبا هدايت مىكند . من و جمع‌آورى آثار دكتر مصطفوى ! آن هم به تنهايى !

بايد شروع كرد . . .

همه انرژىهاى مثبت هستى به آنكه در جهت خير است كمك مىكنند . كار ، به كندى تا اواخر زمستان 84 ادامه يافت ، اما درست آنجايى كه گمان مىكنى ديگر نمىتوانى ، پس از آنكه با تمام وجود ، هرچه توانسته‌اى انجام داده‌اى ، درست در آن لحظه موعود ، كمك مىرسد . گروه گردآورى و تدوين آثار دكتر جلال مصطفوى كاشانى از زمستان 84 به آرامى شكل گرفت . به جرأت ، مىتوانم بگويم اين گروه صميمانه‌ترين و بىادعاترين گروهى است كه تاكنون يكديگر را شناخته‌اند . ما ، نه همكار كه همراه هستيم . با انتقال تمامى دست‌نوشته‌هاى آن مرحوم - كه در ارديبهشت 85 ، به همت و تلاش آقاى دكتر ناصرى و يارى و همكارى خانواده مرحوم دكتر به خصوص پسرشان ، جناب آقاى مجيد مصطفوى ، انجام شد - اين حركت