مدارج عالى ترقى و تمدن آنقدر دور برداشتهايد كه دست و پاى خود را به كلى گم كرده ، سرگيجه گرفتهايد و نمىدانيد چه بكنيد ، لااقل در تمام امور ، پيرو اروپاييان باشيد ، اروپاييان به وجود دو دانشمند بزرگ خود افتخار مىكنند و آنها را پيش قراول تمدن جديد مىشمردند و تمام ترقيات علوم كنونى را مرهون نهضتى كه آنان در راه علم برپا كردهاند ، مىدانند كه يكى رنه دكارت فيلسوف معروف فرانسوى و ديگرى فرانسيس بيكن دانشمند شهير انگليسى است و ما هم اگر خيلى متجدد و تابع اروپاييان هستيم ، بايد لااقل به گفتههاى اين دانشمندان توجه كنيم . فرانسيس بيكن مىگويد : « زمان نبايد منظور نظر باشد ، هركس حقيقتى گفته بايد قبول كرد ، خواه قديم ، خواه جديد » « 1 » .
بنابراين ، هر مطلبى را كه حقيقت دارد بايد پذيرفت ، چه آن مطلب امروز گفته شده باشد و چه دو هزار سال قبل . كليه آقايان اطبا و داروسازان مىدانند كه مؤسسات دارويى جهان از اوايل قرن بيستم تاكنون ، مخصوصا از بيست سال پيش ، هزاران داروى شيميايى ساخته و از لابراتوارهاى خود بيرون فرستادهاند كه بسيارى از آنها يك يا چند سال بر اثر تبليغات سازندگان داروها ، همه جا شهرت و محبوبيت پيدا كردند و پس از آن ، ضرر آنها يكى پس از ديگرى ، بر اطبا و داروسازان معلوم شد و از قلمرو مصرف پزشكى به كلى خارج شده است و اكنون نام آنها را هم كسى به ياد ندارد و اصولا ، سرنوشت داروهاى مصنوعى ساخت بشر به استثناى معدودى از آنها كه بهتدريج ذكر خواهيم كرد ، چنين است كه بيش از مدت معينى نمىتوانند محبوبيت و معروفيت و مصرف طبى در جهان داشته باشند ولى سرنوشت گياهان دارويى كه ساخته و پرداخته دست طبيعتاند چنين نيست و آنها داراى فوايد و منافعى هستند كه هرگز كهنه نشده و از بين نخواهند رفت زيرا همانطور كه گندم مدت چندين دههزار سال است غذاى طبيعى بشر است و به هيچ وجه ، نمىتوان يك غذاى
هامش
( 1 ) . كتاب سير حكمت در اروپا ، تأليف مرحوم فروغى ، جلد اول ، فصل ششم .