را كه در شهر پاريس بطور متوسط نظير هر حالتى از هوا هستند *
( 780 ) ميلىمتر ارتفاع مىنمايد هواى خشك را
( 758 ) ميلىمتر مىنمايد هواى تغييرپذير را
( 749 ) ميلىمتر مىنمايد باران و باد را
( 745 ) دليل باران شديد است
( 731 ) مىنمايد هواى طوفانى را *
ولى در بارومترهاى معمولى اين زمان رسم شده است كه در روى صفحهء كه بدرجات قسمت شده و عقربهء در روى آن متحرك است مقابل هر درجهء تغيير هواى نظير آن را ثبت مىنمايند بدون اينكه ارتفاع و انخفاض زيبق مرئى شود *
1
تيادروس
از مشاهير اطباى نصاراى مائه چهارم ميلادى است و معاصر با ( شاپور ذو الاكشاف ) نهم سلطان از سلاطين ساسانيان ايران بوده « 4 » و در زمان دولت او بمزاولت
هامش
( 4 ) ساسانيان آخرين طبقه از طبقات اربعهء ملوك قديم ايران مىباشند كه از تاريخ دويست و بيست و شش ( 226 ) ميلادى سال ششصد و پنجاه و دو ( 652 ) مدت چهار صد و بيست و شش سال شمسى ( 426 ) در ملك ايران فرمانگذار بوده است * مؤسس اين دولت اردشير بن بابك بن ساسان و عدّهء سلاطينشان بنا بنوشتهء ناسخ التواريخ سى و دو و بقول مورخين ديگر بيست و هشت تن مىباشند ممكن است اشخاصى از آنها كه چند روز بيشتر سلطنت نكردهاند نام ايشان را بلقب آورده باشند * اسامى سلاطين ساسانى با تاريخ جلوس آنها موافق قول قاموس الاعلام و مورخين ديگر كه نوشتهء آنها اعتماد تمام بود بقراريست كه ذيلا نكاشته مىشود *
اردشير بابكان جلوس 226
شاپور اوّل بن اردشير جلوس 238
هرمز اوّل بن شاپور جلوس 271
بهرام اوّل بن هرمز جلوس 273
بهرام ثانى بن بهرام جلوس 276
بهرام ثالث بن بهرام جلوس 293
نرسى بن بهرام جلوس 296
هرمز ثانى بن نرسى جلوس 303
شاپور ذو الاكتاف جلوس 310
اردشير ثانى بن هرمز جلوس 380
شاپور ثالث بن شاپور جلوس 384
بهرام رابع بن شاپور جلوس 390
يزدگرد اثيم بن بهرام جلوس 399
بهرام پنجم بن يزدگرد ( بهرام گور ) جلوس 420
يزدگرد ثانى بن بهرام جلوس 440
هرمز ثالث بن يزدگرد جلوس 457
فيروز بن يزدگرد جلوس 460
بلاش بن فيروز جلوس 484
قباد بن فيروز جلوس 498
انوشيروان بن قباد جلوس 531
هرمز رابع بن نوشيروان جلوس 579
خسرو پرويز بن نوشيروان جلوس 591
شيرويه بن خسرو جلوس 629
اردشير ثالث بن شيرويه جلوس 629
شهريار ( شهريزاد ) از ساسانيان نموده جلوس 630
پوراندخت بنت خسرو جلوس 630
ارزمى دخت بنت خسرو جلوس 632
فرخ زاد بن خسرو جلوس 632
يزدگرد ثالث جلوس 632
و يزدجرد كه آخرين سلطان از ملوك آل ساسان بوده در سنه ششصد و چهل و يك ميلادى مغلوب دولت اسلام شد و بعد از ده سال سرگردانى نزديك مرو باسيابانى پناه برد و در آنجا لحظهء باستراحت مشغول گشت آسيابان بشمشير مرصع و لباس سلطنتى او طمع كرده با همان شمشير خودش سرش را از تن جدا نمود و اين واقعه در سنه ( 652 ) ميلادى مطابق ( 31 ) هجرى اتفاق افتاد و دولت با آن عظمت كه از سلاطين عالم خراج مىكرفت عاقبت با كمال خوارى و ذلت بانقراض رسيد * ( لمؤلفه )