تتمه صفحه اول كتابست
محل فروش بازار امين الملك معروف به بازار سقطفروشها دكان عالىجناب شيخ حسين سقطفروش مىباشد يا در منزل مؤلّف كه در حياط شاهى است
امّا معالجات و اعمال يدى جراحى و كحالى جناب ناصر الحكماء همچنين معالجات حاذقانه طبى ايشان بقدرى است كه اكر خلاصهء از آن نكاشته شود كتابى كردد ما فقط بيكى ؟ ؟ ؟ عمل اشاره مىنمائيم
ارباب خبرت و بصيرت دانند از جملهء امراض عينى كه معالجهء آن مهارت كافى مىخواهد و اعلى درجهء اهميّت را دارد يكى علاج آب سبز مىباشد و آن در صورتى ممكن خواهد بود كه مبتلا به مرض تميز نور از ظلمت دهد و دكتر معزى اليه مكرر به اين كار پرداخته و مهارتى ظاهر ساخته كه هركونه تمجيد را درخور است و از مبتلايان كه ازين راه بشفا رسيده مادر شيخ حسين سقطفروش است چشم مشار اليها علاوه بر آب سبز آب مرواريد هم داشت جناب دكتر در ضمن عمل هم آب مرواريد را اخراج نمود هم آب سبز را علاج كرد و اين عمل تقريبا در پنجاه قبل اتفاق افتاده اكنون آن زن در كمال خوبى مىبيند و تمام اوجاع آب سبز آن را سبب مىبود مرتفع كرديده سيّده ديكر كه روبروى پارك صدارت عظمى منزل دارند نيز به همين درد مبتلا بود او را هم چند ماه قبل معالجه كردند ؟ ؟ ؟ ديكر چشم آب سياه مىباشد كه قدما لاعلاج مىپنداشتند و اكنون معلوم شده كه آن يك مرض نيست بلكه امراض مختلفه باطن چشم مىباشد كه از جهت عدم قدرت بر مشاهدهء آن صاحب اسم و رسم مذكور شده و جناب ناصر الحكماء در معالجه آب سياه هم كمال حذقرا مشهود ساخته چنان كه اصغر ميرزا اخوىزادهء نواب اشرف و الا حاجى بهاء الدّوله و يكى از معمارهاى معروف مبتلا به اين بليه كرديده مساعى آن عالم زبردست ايشان را كاملا آسوده نموده ديكر بيرون آوردن آب مرواريد است كه غالبا براى استعلاج و رهائى ازين مرض صعب العلاج بفرنك مىروند و اين كار را هم مكرر نموده و آخرين عمل مشار اليه آنست كه در چشم مقرب الحضر آقا سيد اسمعيل بيرقدار كه در خيابان ناصريه منزل دارد در 24 رجب هذه السنه كرده و اكنون در نهايت خوبى مىبيند و نقاشى مىكند ديكر مادر كربلائى محمد حسن علافت در كوچه نجّارباشى كه چندى قبل در وقت بلع غذاء استخوانى فروبرد و در مجراى غذا ( مرى ) مانده چنان كه مريضه نه قادر بر فروبردن بود و نه دسترس به بيرون آوردن داشته مشار اليه با اسباب مخصوص اين كار كه ميله است الاستيكى و منتهى بقلّابى مىشود آن را بيرون آورد ديكر مشهدى حسينى است از اهالى فراشخانه ساكن ميدان كاهفروشها دو ماه قبل در وقت شقّه كردن كوسفندى ساطور به پشت ساعدش مىخورد و علاوه بر پوست و كوشت نصف استخوان را هم مىشكافد مشار اليه پس از آنكه خورده استخوانها را بيرون آورد و عروق و موى را براى سدّ نزف الدم محكم بست ماهيچههاى مقطوعه را براى اعادهء حركات دست با تتمه خود بخيه نمود ( عملى است كه تازه در فرنك معمول شده ) بفاصله يك ماه دست بكلّى شفا يافت و حركات آن كما فى السابق معاودت نمود سيد مرتضىنامى هم از اهل رودبار كه در سال قبل بوساطت داسى پى پايش مقطوع شده بود به همين ترتيب بوساطت آن دكتر فرزانه شفا يافت و صدها ازين قبيل معالجات از ايشان مىدانيم كه شرح آن در ورقهها نگنجد در اينجا همينقدر كوئيم مجاهدت و علوّ همّت دكتر مفخّم در علم و عمل مستغنى از وصف ؟ ؟ ؟ است اميد كه ؟ ؟ ؟ در ان ديكر نيز همين طريق پيمايند تا بفروغ دانش خويش ممالك ما را چنان كه بايد و شايد منوّر نمايند
حفظ صحت ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: ميرزا علي خان ناصر الحكماء
ص٢٧١