تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
بسم اللّه الرحمن الرحيم
سرِ نامه نامِ جهاندار پاك * * برآرندهء رُستنيها ز خاك * فرازندهء آسمان كبود * * نگارندهء كوه و صحرا و رود * خداوند بىيار و يارِ همه * * به خود زندهء و زنده‌دارِ همه * پر از حكمتِ و حكمِ او شد جهان * * به حكم آشكارا به حكمت نهان
ستايش و نيايش حكيم جان‌بخش جهان‌آفرين كه بمقتضاى حكمت بالغه وجود انسان كبير را كه عبارت از عالم اجسام‌ست از اخلاط اربعهء استقسات و اعضاى رئيسهء مواليد و جوارح كائنات تركيب نموده و بسبابهء علوم كامله اعتدال مزاج عالمگير را در ايجاد و تكوين انسان كه بعالم صغير شهرت دارد دربافته اين نوع گرامى را از سائر انواع موجودات و اصناف مكنونات بتاج وقار و امتياز سرفرازى بخشوده قديرى كه از نيرنگى آميزهء اجرام علوى و اجسام سفلى گوناگون معدنيات و اقسام نباتات را بر فراز شهود گذاشته و خبيرى كه بشگرفكارى آفرينش هر برگى را صدف گوهر خاصيتى و هر گلى و ثمرى را كان جوهر كيفيتى ساخته انسان العين از قدرتش در مشميهء مشيميهء رموزخوان صحائف راز و طائر نور نظر از مشيتش در بيضهء بيضيه تنومندى بال‌افشانى يافته سپهر پرواز نظم
بيك امر هر دو جهان آفريد * بشش روز هفت آسمان آفريد * ستايش كه داند سزاوار او * * كه چرخ‌ست سرگشته در كار او * ز ذات و صفاتش كس آگاه نيست * خرد را بدرگاه او راه نيست * مر او را جز او كس نيارد ستود * * كه او در نيايد بگفت‌وشنود *
و جواهر صلوات زاكيات كه در حوصلهء سپهر درنگنجد و لآلى تحيات مقدسات كه در درجك روزگار در نيايد نثار بارگاه حبيب خالق طبيب نفوس خلائق كه درمان‌طلبان مرض جهل بسيط را چنان مسهل هدايت كامله بخشوده كه از معدهء
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 2 | شمس الدين احمد